دسته بندی های ارشیو: هنری

«متری شش و نیم» اتفاقی امیدوارکننده برای بدلکاران است

بدلکاری امیر بدری

امیر بدری ـ طراح بدلکار و جلوه‌های ویژه سینما ـ با چهار فیلم در جشنواره فجر امسال حضور دارد.

سرپرست بدلکاران «فست فوروارد تیم» به ایسنا گفت: امسال طراحی بدلکاری فیلم‌هایی چون « متری شیش‌ونیم » سعید روستایی، « آشفتگی » فریدون جیرانی، « مردی بدون سایه » علیرضا رئیسیان، « مسخره باز » همایون غنی‌زاده را در جشنواره فجر داریم که در بین آن‌ها فیلم «متری شش و نیم» ویژگی خاصی داشت.

او با اشاره به پروژه‌های متعددی که در خارج از کشور برعهده داشته است، افزود: فیلم سعید روستایی از نظر حرفه‌ای بودن و درست پیش رفتن از فیلم های خارجی کم نداشت به طوری که برای یک سکانس گاهی چند روز با فیلمبردار و عوامل دیگر تمرین می‌کردیم تا به بهترین نحو فیلمبرداری انجام شود. این وقت گذاشتن برای تمرین این نوع کارها اتفاقی امیدوارکننده بود که خروجی مفیدی را به دست می‌دهد.

وی درباره ایمنی گروه‌های بدلکاری در صحنه‌های فیلمبرداری هم گفت: در این مورد هم جای امیدواری است و گاهی شده که صحنه‌ای بدلکاری نداشته اما برای ایمنی بازیگران از بدلکاران دعوت شده که حاضر باشند تا دست‌کم از وسایل و تجهیزاتشان استفاده شود. درباره خود ما هم تضمین ایمنی، تجهیزاتی است که داریم مثل اِیربگی برای پرش لازم است و دو سال است وارد کرده‌ایم و الان هم در اختیار خانه سینما قرار دادیم که برای پروژه‌ها قابل استفاده باشد و این‌ها استاندارترین تجهیزات دنیا هستند.

بدری همچنین اضافه کرد: به جز فیلم‌های اشاره شده، در فیلم «رحمان ۱۴۰۰ » منوچهر هادی و « پیچ تند » به کارگردانی سروش صحت هم حضور داشته است.

‎امیر بدری رکورددار پرش از ارتفاع ۶۰ متری در جهان است که در فیلم‌های بین المللی نظیر «اسکای فال»، «علی و نینو» ساخت کشور انگلستان نیز همکاری داشته و برنده جایزه بهترین بدلکاری  Screen Actors Guild Award  از کشور آمریکا است.

هشدار درباره ورشکستگی ناشران

عکس کتاب

یک ناشر می‌گوید: نشر در سال جاری خیلی آسیب دیده و اگر این روند تداوم پیدا کند، خیلی از ناشران ورشکست خواهند شد.

مسعود کوثری – مدیرعامل انتشارات علمی و فرهنگی – در گفت‌وگو با ایسنا، در ارزیابی وضعیت نشر کشور و چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی آن اظهار کرد: وضعیت نشر کشور با چند چالش اصلی مواجه است؛ چالش اصلی آن در گذشته، چالش توزیع بود؛ به عبارت دیگر کتاب‌ها در تهران و مراکز استان‌ها خوب توزیع می‌شد ولی در شهرهای کوچک‌تر توزیع نمی‌شد و بنابراین ضمن این که کتاب‌های خیلی خوبی منتشر می‌شد، این کتاب‌ها به دست اهلش در شهرها، شهرستان‌ها و روستاها نمی‌رسید. متاسفانه شرکت‌های توزیع هم نتوانستند این مشکل را حل کنند و عمدتا به بدهکاری و پرداخت نشدن پول ناشران منجر شد.

او ادامه داد: علاوه بر این مشکلی که در گذشته وجود داشته، دو مشکل جدید هم به موضوع اضافه شده است‌؛ مساله دوم این که تعداد ناشران بیش از تعداد کتاب‌فروش‌ها شده و طبق یک آمار اولیه، نزدیک ۱۷ یا ۱۸ هزار نشر در کشور داریم؛ درصورتی که حدود ۱۰ تا ۱۱ هزار کتاب‌فروشی داریم که این نبود تناسب را می‌رساند و شما حتی اگر کتاب خوب هم منتشر کنید، جایی برای عرضه آن نیست.

عضو هیأت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران تصریح کرد: برای برون‌رفت از این موضوع، کتاب‌فروشی‌های بزرگ مانند شهر کتاب یا کتاب‌فروشی‌هایی که با این عناوین به‌‍وجود آمدند، مطرح شدند ولی تعدادشان خوب نیست؛ بنابراین یک بحران عدم دسترسی به‌وجود آمد. مشکل سومی که اخیرا به‌وجود آمده، مشکل کاغذ و بحران کاغذ، افزایش دستمزد چاپ، فیلم، زینک و مسائل مرتبط است که این هم هزینه‌ها را خیلی بالا برده است. در مجموع نشر کشور دچار وضعیت خاصی است که باید به آن فکر شود. مساله کاغد و چاپ جدی است و حتما باید یکی از اولویت‌های استراتژیک ما باشد تا اگر ممکن است در داخل به خودکفایی برسیم و اگر نه، بتوانیم بخشی را به‌صورت مداوم و با ارز مناسب وارد کنیم.

سیاست‌های دولت در حوزه نشر باید بازنگری شود

کوثری در خصوص اقدامات دولت در این زمینه خاطرنشان کرد: دولت تلاش‌هایی در این زمینه کرده ولی این تلاش‌ها به ثمر نرسیده است. به عنوان نمونه یکی از تلاش‌های دولت نمایشگاه بین‌المللی کتاب است که اگرچه باعث می‌شود فروش موقتی خوبی برای ناشران داشته باشد؛ اما نمی‌تواند کل مشکلات نشر را حل کند، دوم این که دولت نتوانسته با کمک بخش خصوصی یا سرمایه‌های دولتی تعداد فروشگاه‌ها را در سطح کشور افزایش دهد؛ به هر حال امروز سواد مناطق روستایی افزایش پیدا کرده ولی دسترسی نداشتن به کتاب همچنان وجود دارد. بنابراین این یکی از معضلاتی است که حل نشده و در سیستم‌های توزیع هم کاری صورت نگرفته است.

وی افزود: من فکر می‌کنم سیاست‌های دولتی هم باید در این حوزه کمی بازنگری شود چون یارانه‌هایی که البته خیلی نسبت به گذشته کم شده، توزیع می‌شود ولی این‌ها هم نمی‌توانند مشکل اساسی بخش کتاب را حل کنند.

مدیرعامل انتشارات علمی و فرهنگی در پاسخ به سوالی در خصوص تاثیر تحریم‌ها بر گردش مالی در حوزه چاپ و نشر بیان کرد: به نظرم این مساله امسال کمر نشر را شکست؛ چون خیلی از نشرها به سمت ۱۰۰ یا ۲۰۰ نسخه رفتند؛ به دلیل این‌که فقط مساله کاغذ نیست که اکثرش وارداتی است، مساله اسید مورد استفاده و جوهر مورد استفاده است که از کشورهای دیگر می‌آید، همچنین جوهر چاپ، خدمات چاپ، افزایش دستمزدها و… است؛ بنابراین به نظرم نشر خیلی در سال جاری آسیب دیده و اگر این روند تداوم پیدا کند، خیلی از ناشران ورشکست خواهند شد.

استفاده از کاغذ تولید داخل نیازمند همت ملی است

کوثری در مورد تلاش در جهت این که بتوان اقلام وارداتی را به سمت تولید در داخل برد، اظهار کرد: از سال‌ها پیش ما برای کاغذ دو تولیدکننده عمده داشتیم؛ کاغذ پارس و کاغذ مازندران، منتها توزیع و تولید این کاغذها در کشور نامتناسب است. امسال ما خیلی سعی کردیم که از کاغذ پارس و مازندران استفاده کنیم و از کاغذ وارداتی بالکی سوئد که سبک و پنبه‌ای‌مانند است، کمتر استفاده کنیم و یا استفاده نکنیم‌؛ این کار یک همت ملی می‌خواهد که ما در مساله کاغذ بتوانیم حرکتی کنیم؛ البته کاغذ سفید تحریر هم متاسفانه عمدتا وارداتی است و سهم کاغذ پارس و مازندران طی سال‌های اخیر خیلی کاهش پیدا کرده که این نشان از این است که درصد ناچیزی توسط این دو تولیدکننده تولید می‌شود و اکثر کاغذها وارداتی است

او در پاسخ به سوالی درباره این‌که چه اولویت‌هایی را باید مدنظر قرار داد تا بتوان وضع موجود را حفظ کرد، بیان کرد: وزارت ارشاد تمهیداتی را اندیشیده و اجرایی می‌کند که حداقل به ناشران بر اساس ثبت کتاب‌های چاپ اولشان، یک مقدار کاغذ بدهد، کاغذهایی که به قیمت ارز دولتی وارد کرده که این خیلی خوب است و می‌تواند جلو مشکلات را بگیرد ولی ما باید بتوانیم میزان تولید داخلی را هم افزایش دهیم. در برخی صنایع مانند کاغذ گلاسه ما هیچ تولیدی نداریم، در کاغذهای نازک ۵۰ گرمی هنوز به کیفیت مورد نیاز نرسیده‌ایم اگرچه یک مقدار از آن را پارس و مازندران تولید می‌کند ولی اکثر این‌ها از اندونزی، چین و هند وارد می‌شود و باید به این مساله اندیشید، چون کاغذ یک مساله بسیار جدی است و کار  یک سال و دو سال نیست و یک سیاست سنجیده و طولانی‌مدت را می‌طلبد.

عضو هیأت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران تصریح کرد: فکر می‌کنم وزارت ارشاد باید یک بار دیگر سیاست‌های نشر را بازبینی کند و با توجه به شرایط فعلی تمهیدات جدیدی را بیندیشد تا بتوان از این فضا خارج شد و وارد دوران نوینی شد.

در افتتاحیه‌ی نمایش مستند فائزه هاشمی چه گذشت؟

مستند مثل یک زن

کارگردان مستندی درباره فائزه هاشمی گفت: به عنوان یک مستندساز همیشه برایم هیجان‌انگیز بود که به خلوت سیاستمداران راه پیدا کنم.

به گزارش ایسنا، طبق گزارش رسیده، مراسم آئین دیدار مستند «مثل یک زن» به کارگردانی مژگان ایلانلو، غروب جمعه ۱۴ دی در موزه سینما برگزار شد.

پیش از نمایش فیلم، مراسم امضای پوستر با حضور عوامل این مستند و شخصیت‌هایی هم‎چون فائزه هاشمی، مصطفی تاج‌زاده و فخرالسادات محتشمی‌پور برپا شد.

پیش از نمایش فیلم مژگان ایلانلو ضمن اشاره به مراحل ساخت این فیلم، افزود: «ساختن این مستند از سال ۹۲ تا ۹۵ طول کشید و سال قبل هم از سوی هیات انتخاب جشنواره سینماحقیقت با اکثریت آرا برای حضور در بخش مسابقه انتخاب شد اما بنا به مصلحت اندیشی‌های سازمان سینمایی وقت، از جشنواره کنار گذاشته شد که خوشبختانه بنا به درایت و نگاه باز دکتر صالحی، وزیر ارشاد از شهریور پروانه نمایش آن صادر شد تا در نوبت اکران قرار بگیرد و از امروز هم در تهران و شهرستان‌ها اکران می‌شود.»

او با بیان اینکه از حمایت های خانم‎ها ملاوردی و ابتکار قدردانی می کنم، افزود: «به عنوان یک مستندساز همیشه برایم هیجان‌انگیز بود که به خلوت سیاستمداران راه پیدا کنم و خوشحالم که در تاریخ معاصر یک زن آنقدر اعتماد به نفس داشت تا درهای خانه‌اش را به روی‌مان باز کند و ما هرکجا که خواستیم سرک کشیدیم. او که خلوت و جلوتش یکی بود.»

این مستندساز هم‌چنین در مورد تولید و نمایش مستند دیگری درباره یکی از شخصیت‌ها عنوان کرد:«امسال یک نفر دیگر هم پرچمدار جریانی شد که جلوی دوربین قرار بگیرد و آن آقای مصباح یزدی است چون دوربین وارد خانه و آشپزخانه‌اش شد و خوشحالم افرادی همچون اقای مصباح یزدی هم وارد این دنیای مدرن شده است.»

«مثل یک زن» از امروز ۱۵ دی ماه نمایش خود در سینماهای گروه هنر و تجربه را آغاز می کند و در نخستین روز در خانه هنرمندان تهران و سینمای هنروتجربه بابل اکران می‌شود.

مژگان ایلانلو تاکنون ۱۶ فیلم مستند را برای تلویزیون و سینما کارگردانی کرده ‌است.

عوامل فیلم «مثل یک زن» عبارتند از: کارگردان و تهیه کننده:مژگان ایلانلو – تدوین:فرید دغاغله-  تصویر:جعفر موسوی،علی میرکریمی-  صدا:میثم سبوحی- صداگذاری و میکس:مهرداد جلوخانی-اصلاح رنگ و نور:حمزه حردانی- تیتراژ و زیرنویس: سمیرا کاملی – پوستر:سلماز نیازی.

واکنش معتمدآریا به “پول‌های کلان بی‌شناسنامه در سینما”

نشست خبری نمایش «خنکای ختم خاطره»

فاطمه معتمدآریا با انتقاد از چرخه معیوبی که در سینما شکل گرفته و آنچه به نام «اتوریته بازیگر» باب شده است، می‌گوید: سینمای ایران پاک‌ترین مناسبات را در زمینه‌های مالی کشور داشته و کسی حق ندارد این سینما را تسلیم آلودگی پول‌های کلان بی‌شناسنامه کند.

این بازیگر در گفت‌وگویی با ایسنا درباره برخی حاشیه‌ها و هشدارهایی که نسبت به بروز اختلاف طبقاتی در پشت صحنه فیلم‌ها مطرح شده است و اینکه تجربه خودش به عنوان بازیگر از وضعیت این روزهای سینما چیست؟ بیان کرد: شاید بهتر باشد اول از چند سال قبل بگویم؛ یعنی زمانی که پس از چند سال ممنوعیت، دوباره فعالیتم را شروع کردم. حدود پنج سال قبل وقتی به سینما برگشتم احساس کردم در این چند سالی که نبودم یک چیزهایی تغییر کرده که حداقل با من همخوانی ندارد. فکر می‌کردم مشکل از من است ولی پس از حضور در چند فیلم با پدیده جدیدی به اسم «اُتوریته بازیگر» مواجه ‌شدم. می‌دیدم همه چیز به دست بازیگر افتاده، طوری که بازیگر می‌توانست ساعت‌ها عوامل را نگه دارد و سر صحنه نیاید یا تصمیم بگیرد دنبال کارهای شخصی خود برود و گروه فیلمبرداری ساعت‌ها منتظرش بماند.

او افزود: جدا از اینکه این وضعیت یک بی‌نظمی در کار بازیگری به وجود می‌آورد، با خودم فکر می‌کردم واقعا بخش تولید سینما به کجا رسیده که چنین اتفاقی در آن رخ می‌دهد؟ چون مهمترین و اصلی‌ترین عامل جلوبَرنده برای یک فیلم بخش تولید است. فکر می‌کردم وقتی «تولید»، این دریافت را نداشته باشد که با این توقف‌ها و بی نظمی‌ها میلیون‌ها تومان ضرر به پروژه می‌رسد، آیا جز این است که چرخه تولید معیوب شده است؟

اِشکال از بازیگر نیست، از تفکر است

او در پاسخ به اینکه چه چیزی باعث به وجود آمدن این چرخه معیوب شده، با تاکید بر اینکه «تمام زنجیره‌های این چرخه معیوب در هم فرو رفته‌اند» اظهار کرد: به نظرم  اشکال کار از بازیگر نیست، اشکال از تفکر است؛ تفکری که بازیگر را انتخاب می‌کند؛ تفکری که فیلم را تهیه می‌کند؛ تفکری که فیلم را می‌سازد و تفکری که مجوز می‌دهد و از این نوع سینما حمایت می‌کند و تفکری که این نوع سینما را عرضه و پخش می‌کند، اینها معیوب هستند.

معتمدآریا در پاسخ به اینکه آیا می‌توان گفت، مهمترین عامل برای بروز این شرایط تامین سرمایه ساخت فیلم بوده است؟ گفت:  فکر نمی‌کنم تامین سرمایه عامل اصلی بوده باشد چون سینمای ما متکی به سرمایه گذاری‌های سنگین نیست، سینمای متفکر ایران سال‌ها  با سرمایه‌های اندک، هر چند با دشواری، کارهای خیلی بزرگی انجام داده است. به نظرم اِشکال متوجه نوع سرمایه و نگاه آدم‌هایی است که وارد این سینما شده‌اند، آدم‌هایی که  بیشترشان متعلق به این حرفه نیستند و دغدغه‌ کار فرهنگی ندارند بلکه آمده‌اند تا همه چیز را دراندازه خود پایین بکشند.

با سینمای تجاری مخالفتی ندارم اما…

او ادامه داد:‌ شاید گفته شود که سرمایه گذار حق دارد وقتی پولی را خرج می‌کند به سود برسد، این حرف درست و طبیعی است. من با سینمای تجاری مخالفتی ندارم و با سرمایه‌داری و سرمایه گذاری و سود در سینما هم نه تنها مخالف نیستم بلکه جذب سرمایه و سود دهی را موفقیت سینما می‌دانم  ولی  باید ببینیم  سرمایه‌ای که وارد این سینما می‌شود آیا می‌تواند و حق دارد روابط، محتوا و اندیشه  فیلمسازی  در این سرزمین را که نتیجه ده‌ها سال تلاش انسان‌های شریف و فهیم اعم از مدیر و دست اندرکار است بواسطه سرمایه و پولش تغییر دهد؟ سرمایه‌گذاری که با کیفی پُر از پول نقد درِ خانه بازیگری می‌رود تا از او بخواهد در فیلمش بازی کند و آنطور که او دوست دارد بازی کند یا پخش کننده  و سینماداری که  پیشاپیش لیست اسامی بازیگران و عوامل دیگر را برای کارگردان می‌فرستند تا حتما در فیلم باشند یا کارگردان را مجبور می‌کنند تا  برای نمایش فیلمش اسم فیلم را تغییر دهد و اسمی را بگذارد که حتما مُعرف یک نوع لودگی و بی‌مایه‌گی باشد…

این بازیگر که این روزها نمایش «خنکای ختم خاطره» را هم روی صحنه تئاتر دارد، اضافه کرد: این رفتارها بسیار فراتر از یک سرمایه‌گذاری و تجارت سالم است. این یک تفکر و نگاهی است که آمده تا مسیر و روابط و محتوا سینمای ایران را تغییر دهد. ممکن است گفته شود بالاخره این سرمایه‌گذاری‌ها سبب ایجاد اشتغال برای اهالی سینما شده است ولی به نظرم این هم واقعیت ندارد. ورود این سرمایه‌ها اثری در بهبود شرایط زندگی و رونق کسب کار هزاران نفر از اهالی سینما نداشته و اکثریت عوامل تولید از کارگردان گرفته تا فیلمبردار و بازیگر و تدارکات و راننده و خدمات به سختی درگیر تامین خرج معاش و زندگی روزمره هستند، چون این سرمایه‌ها اصلا وارد سینما نمی‌شوند یعنی به  پیکره  سینما تزریق نمی‌شوند. بله درست می گویند که هزینه ساخت فلان فیلم میلیاردها تومان بوده ولی این پول کجا خرج شده است؟ این بذل و بخشش‌ها و بریز بپاش‌ها فقط برای خرید چند چهره و پر کردن ویترین و سردر سینما صرف می‌شوند  و کمکی  به اهالی سینما و دست‌اندرکاران نمی‌کنند، جز آنکه با بالا بردن غیر معمول و مصنوعی هزینه‌های ساخت  و انحصاری کردن پخش فیلم‌ها عملا کار فیلمسازی را برای جریان مستقل و متفکر سخت‌تر کرده‌اند.

وارد شدن مناسبات جعلی هالیوودی و اَدابازی به سینمای ایران از طریق بعضی سرمایه‌گذاری‌ها

او در ادامه بیان کرد: از طرف دیگر این نوع سرمایه‌گذاری با نگاهی که به سینما دارد و با نوع تولیداتش علاوه بر تاثیرات  مخرب  بر ذائقه و سلیقه  بیننده، به بهانه رونق گیشه و فروش بیشتر، فرهنگ و مناسبات  دست چندم و جعلی هالیوودی مثل ستاره‌سازی  و جار و جنجال و زرق و برق و ادا بازی‌هایی مثل فرش قرمز را وارد سینمای ایران کرده‌اند که هیچکدام ربطی به فرهنگ جامعه ما و شرایط  دشوار اقتصادی مردم نداشته و سبب شکل‌گیری تصویری  بی‌مایه و مرفه از سینماگران در اذهان شده و  بطور محسوسی از اعتبار و مقبولیت  اهالی سینما در میان مردم بعنوان یک قشر هنرمند کاسته‌اند.

سیاست‌گذاران سینما؛ مقصران اصلی

فاطمه معتمدآریا در پاسخ به اینکه  نقش مدیران در این میان چیست؟ گفت: البته که به نظرم مقصر اصلی کسانی هستند که برای سینمای ما سیاست‌ گذاری می‌کنند. ما تجربه‌ای فوق‌العاده و یک تحول عظیم از نوعی تفکر به تفکری دیگر را در ابتدای سینمای ایران داشتیم. پس چطور می‌شود که امروز به چنین جایی می‌رسیم که وقتی  سر درِ سینماها را نگاه می‌کنیم حتی اسم‌ بعضی از فیلم‌ها هم زننده و خجالت‌آور است؟ در فیلم‌ها هم که به وفور شاهد  رفتارهای ناشایست به اسم کمدی هستیم.  اگرچه تفکر را نمی‌شود و حق نداریم حذف کنیم ولی می‌شود انتخاب کرد. اینکه ما دست اندرکاران و مدیران و مسئولان سینمایی چه تفکری را انتخاب می‌کنیم بسیار مهم است. آیا بیهودگی و ابتذال را انتخاب می‌کنیم یا ترجیح می‌دهیم چیزی اشاعه داده شود که ضمن ایجاد شادی و خوشحالی برای مردم، ارزش‌های انسانی را  زیر سوال نبرد و به مخاطب و نیز به خودش توهین نکند؟

حساسیت روی چهار تار مو مهم‌تر است یا ورود پول‌های میلیاردی؟

وی خاطرنشان کرد: علاوه براین مهم است که ببینیم چه چیزی را باید کنترل کرد. آیا باید  کلمه به کلمه متن فیلمنامه‌ها و چهار تار موی بازیگر را کنترل کرد یا روی منبع و هدف و نتیجه ورود میلیاردها پولی که وارد سینما می‌شوند، حساسیت نشان داد؟

او در ادامه درباره برخی بازیگران با دستمزدهای آنچنانی و نیز اظهارنظرهای عده‌ای از آن‌ها به اتفاقات و مسائل مختلف که بعضا با واکنش‌هایی هم روبرو شده است، اظهار کرد: در سینمای فرهنگی ایران  چنین دستمزدهایی را به کسی نداده و نمی‌دهند. همین‌جا برمی‌گردم به سوال اول در مورد اختلاف طبقاتی در سینما؛ من این مفهوم اختلاف طبقاتی را به این معنی که یک گروه و درصد قابل توجهی پولدار در سینما داشته باشیم قبول ندارم. طبقه‌ای در کار نیست. همانطور که گفتم پرداخت این دستمزدهای میلیاردی یا چند صد میلیونی با هدف‌های معین فقط به عده‌ای معدود و انگشت شمار صورت می‌گیرد و ربطی به اکثریت قریب به اتفاق بازیگران یا عوامل دیگر ندارد، ولی تاثیری که در پشت صحنه و فضای کار می‌گذارد و فرهنگی که با خودش به فضای تولید می‌آورد و همینطور تصویری که از دست‌اندرکاران سینما به جامعه معرفی می‌کند،  بسیار مخرب است.

وی گفت: بازیگری که چندین و چند دَه برابر کارگردان و در بعضی موارد بیش از نیمی از بودجه فیلم را دستمزد می‌گیرد حتما قادر است و این اختیار را هم حتما به او داده‌اند که کار را تعطیل کند یا ساعت کار گروه را تعیین کند و اختیارات دیگر… تاکید می‌کنم این چرخه معیوب ربطی به شخص بازیگر ندارد مربوط به فرهنگی است که در سینما شکل گرفته است؛ فرهنگ و تفکر قدرتمند سرمایه سالاری که در حال سلطه بر سینمای  متفکر و اندیشه سالار ایران است.

اظهارنظر حق هر شهروندی است

او افزود: در مورد اظهارنظر سینماگران درباره  مسائل مختلف هم به نظرم  گسترش شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها را از سلطه و اختیار دولت‌ها و عده‌ای محدود خارج کرده و همه افراد در هر پست و جایگاهی تبدیل به رسانه شده‌اند. طبیعی است که رسانه شخصی هنرمندان مخاطب بیشتری داشته باشد و بیشتر مورد توجه و نقد قرار گیرند ولی نمی‌توان آن‌ها را بخاطر اظهارنظر که حق هر شهروندی است سرزنش کرد، هرچند به نظر می‌رسد که بعضی وقت‌ها از چنین حق و امکاناتی بیشتر برای مطرح شدن و ابراز وجود و ایجاد جار و جنجال و ترسیم سیمایی کم مایه و سطحی از هنرمندان استفاده می‌شود.

سینمای ایران محل زد و بندهای مالی و مفاسد کلان اقتصادی نبوده

معتمدآریا در پایان در پاسخ به اینکه راه حل بهتر شدن وضعیتی که در سینما حاکم شده و درباره آن صحبت شد را چه می‌داند؟ گفت: سینمای ایران  و افتخاراتش میراث همه اهالی آن است و برای حفظ آن نمی‌توان کوتاهی کرد. در این شرایط اولین چیزی که باید اتفاق بیفتد این است که مدیریت و مسئولیت سینما بر عهده کسانی باشد که  اهل فرهنگ و سینما  باشند و خود را مدیون همه افتخارات این سینما دانسته  و به سنت‌ها و روابط و ارزش‌های انسانی آن باور داشته باشند و برای حفظ آن‌ها تلاش کنند.

وی تاکید کرد: همه می‌دانند و تکراری است که بگویم، در طول چند دهه گذشته  سینمای ایران  موفقیت‌ها و افتخارات جهانی بی‌شماری را برای این کشور به دست آورده است، ولی آنچه شاید ناگفته مانده باشد و می‌تواند ادعا و افتخار دیگری برای سینمای ایران و همه عرصه هنر این سرزمین باشد، سلامت مالی آن است. سینمای ایران  در مجموع پاک‌ترین روابط و مناسبات را در زمینه‌های مالی کشور داشته  و محل  زد و بندهای مالی و مفاسد کلان اقتصادی نبوده است، برای همین مسئولان و مدیران و البته اهالی و دست‌اندرکاران نباید و حق ندارند این سینما را تسلیم آلودگی پول‌های کلان بی‌شناسنامه کنند و نباید اجازه دهند ورود این سرمایه‌ها مناسبات مالی و روابط حرفه‌ای و سالم سینمای ایران را درهم بریزند و آن را به سینمایی غیرفرهنگی و بی‌خاصیت و بی آبرو و بی اعتبار تبدیل کنند.

اهدای دومین جایزه وحید ابد در جشن تصویر سال

جایزه وحید ابد

دومین «جایزه وحید ابد» برای عکاس منتخب مطبوعاتی سال که نقش و فعالیت ویژه‌ای را در رویدادهای مهم ایران و جهان داشته است، در شانزدهمین دوره‌ جشن تصویر سال اهدا می‌شود.

به گزارش ایسنا، عکاس منتخب از میان شرکت‌کنندگان این دوره در بخش عکاسی (جوان و آزاد) از سوی هیات داوران تصویر سال انتخاب و اعلام خواهد شد.

برنده این جایزه مبلغ سه میلیون تومان نقد، همراه با تندیس «وحید ابد» به‌ عنوان عکاس سال از نگاه تصویر سال ۱۳۹۷ از سوی خانواده زنده‌یاد «وحید سهرابی‌ابد» دریافت می‌کند.

وحید سهرابی‌ ابد متولد سال ۱۳۶۸ همدان از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ به‌ عنوان عکاس با خبرگزاری دانشجویان ایران  (ایسنا) همکاری می‌کرد و در سال ۱۳۸۹ برنده‌ی جایزه نخست و تندیس بخش «عکس‌های ورزشی» از جشن تصویر سال شد. او خرداد ماه سال ۱۳۹۶ در همدان درگذشت.

در ادامه می‌توانید تیزر این جایزه را مشاهده کنید:

انتهای پیام

اخلال در ترانسفر پول‌های گردشگری به ایران

تحریم ایران

رییس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی استان تهران از اخلال در نقل و انتقال‌های مالی تورهای گردشگری خبر داد.

امیرپویان رفیعی‌شاد به ایسنا گفت: قطع روابط بین‌المللی بانک‌های ایران، به دنبال تحریم‌های آمریکا باعث شده مراودات بانکی آژانس‌های مسافرتی مختل و به کانال‌های غیر رسمی وارد شود. آژانس‌های مسافرتی بویژه آن‌هایی که در بخش جذب گردشگر خارجی فعالیت می‌کنند با مشکلات زیادی روبرو شده‌اند، آن‌ها مجبورند پول‌ها را نقد به همراه مسافر به کشور وارد کنند که تا به حال تبعات گسترده‌ای داشته است. در برخی مواقع این اقدام به بی‌اعتمادی مسافر منجر شده است، چون این روش متداول در پرداخت هزینه‌ی سفر در سایر کشورها نیست. از طرفی چون امکان پرداخت هزینه و یا بیعانه پیش از سفر  وجود ندارد در صورت کنسلی، این آژانس ایرانی است که متضرر می‌شود، ‌ مواردی که بارها اتفاق افتاده است.

او ادامه داد: روش دیگر ترانسفر هزینه‌ها از طریف واسطه و یا صرافی است که به خاطر کارمزد بالا، بیشتر آژانس‌های مسافرتی ترجیح می‌دهند این کار را انجام ندهند، چون در نرخ تمام شده سفر تاثیر دارد.

رییس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی استان تهران افزود: مراوده بانکی از برخی کشورهای ثالث همچون ترکیه روش دیگری است که به خاطر ریسک پایین‌تر، بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد هرچند که تحریم‌ها باعث شده همکاری در برخی کشورها بویژه در حوزه آسیای شرقی و حاشیه خلیج فارس در پایین‌ترین حد باشد. مواردی هم بوده که آژانس مجبور شده از طریق شخص واسطه در کشور سوم، هزینه تورهای فروخته شده به گردشگران خارجی را دریافت کند اما در نهایت پولی به آژانس ایرانی عودت داده نشده است. برخی آژانس‌ها هم برای حل این مشکل در کشور دیگری حساب بانکی باز کرده‌اند که به خاطر تحریم‌ها حساب‌های آن‌ها بلوکه شده و پولی بازگردانده نشده است.

وی توضیح داد که این شرایط تازه نیست و پیش از برجام و دور قبل تحریم‌ها نیز وجود داشته است، اما آن زمان مشکلات و حساسیت‌ها به اندازه حالا نبود. پس از برجام هم توافق‌ها برای برقراری سوئیفت درحال انجام بود که با بازگشت تحریم‌های آمریکا، این طرح به حالت تعلیق درآمد.

رییس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی تهران درباره مشکلات آژانس‌هایی که در بخش تورهای خروجی کار می‌کنند، گفت: مهم‌ترین مشکل این بخش تامین ارز مورد نیاز برای خرید خدمات در خارج از کشور است. در نخستین دور طرح سامان‌دهی نرخ ارز در کشور، بخش گردشگری از اولویت دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی کنار گذاشته شد، مشکلات و گرانی سفرهای خارجی از همان‌جا آغاز شد، رایزنی‌هایی هم با بانک مرکزی برای تامین ارز با قیمت مناسب صورت گرفته اما هنوز به نتیجه نرسیده است.

رفیعی‌شاد افزود: معضل دیگر نبود ثبات در نرخ ارز است، هرچند درحال حاضر یک ثبات نسبی حاصل شده اما همیشگی نیست. ما تور را با ارز ۱۰۵۰۰ تومان تنظیم می‌کنیم وقتی می‌خواهیم بفروشیم دلار ۱۱ هزار تومان را هم رد می‌کند. این بی‌ثباتی باعث شده برخی آژانس‌های ایرانی به هتل‌ها و کارگزاران خارجی بدهکار شوند.

به یغما رفتن آثار سینمای ایران

فیلم دعوت نامه مهرداد فرید

مهرداد فرید با انتقاد از عدم‌ حمایت دولت از صاحبان آثار در مقابل فروش غیرقانونی و قاچاقی آثارشان در شرکت‌های VOD خارجی گفت: متاسفانه ما در کشوری زندگی می‌کنیم که مانند جزیره‌ای جدا از دنیای بیرونش شده زیرا حاضر به امضای قوانین حمایت کننده بین المللی نیست.

این کارگردانان و تهیه‌کننده سینما و رئیس انجمن تهیه‌کننده ـ کارگردانان سینمای ایران در گفت‌وگویی با ایسنا با اشاره به این که فیلم سینمایی «دعوتنامه» ساخته خودش در چند شرکت VOD در خارج از کشور به صورت غیر قانونی پخش شده، بیان کرد: چند شرکت در خارج از کشور هستند که فیلم‌های ایرانی را غارت می‌کنند. یکی از آنها GLWIZ است که دفترش در کانادا است و با پوند و دلار از خارج از کشور برای خود مشتری جمع می‌کند آن هم بدون اینکه صاحبان فیلم اطلاع داشته باشند. اینها از طریق دزدی و قاچاق فیلم کاسبی می‌کنند. دیگر شرکتی که اقدام به چنین کاری کرده است IMVBOX است.

او ادامه داد: فرق این شرکت با بقیه در این است که در آغاز فعالیت، افراد شناخته شده‌ای در سینمای ایران او را حمایت کردند. تا آنجایی که یادم می‌آید بزرگانی مثل خانم فرشته طائرپور، پرویز پرستویی ٬ رخشان بنی اعتماد و … با حسن نظر از چنین شرایطی استقبال کردند و همه فیلمسازان را دعوت کردند با این شرکت همکاری کنند. طوری که انگار آن را ضمانت کرده‌اند. اما بعد از مدتی این شرکت از اعتماد ایجاد شده سو استفاده کرد. من حتی شنیدم که گردانندگان این شرکت برای اینکه از زیر قوانین بین‌المللی در اروپا فرار کنند آن را در آفریقای جنوبی ثبت کرده‌اند، با این حال گویا دفترشان در لندن است.

فرید اضافه کرد: این شرکت بدون اطلاع صاحبان آثار٬ بعد از این که ویدیوی هر فیلمی منتشر می‌شود٬ آن را به طور قاچاقی بر روی سایتشان به صورت VOD می‌گذارد و در واقع فروش مال غیر می‌کنند که این اقدام آنها از جرایم کیفری است. در مواردی من حتی شاهد بودم که فیلم‌های ما را در YOUTUBE منتشر می‌کنند تا از آنجا هم (هر چند اندک) پول بگیرد. در این میان ما متاسفانه در جریان این اتفاقات قرار نمی‌گیریم و وقتی متوجه می‌شویم که بسیار دیر شده و مال‌مان به یغما رفته است.

او با انتقاد از عدم حمایت دولت در این شرایط گفت: ایران پیمان‌های بین‌المللی مربوط به کپی رایت را مانند پروتکل “برن” که یک پیمان بین‌المللی است امضا نکرده و اهلِ فرهنگِ خود را تحت حمایت قانون کپی رایت جهانی قرار نداده است. از طرف دیگر هم وقتی از این دست اتفاقات رخ می‌دهد٬ آن را پیگیری نمی‌کند. متاسفانه ما در کشوری زندگی می‌کنیم که مانند جزیره‌ای جدا از دنیای بیرونش شده زیرا حاضر به امضای قوانین حمایت کننده بین المللی نیست.

او ادامه داد: دولت باید وکلایی را به کار بگیرد تا از کلیت سینمای ایران در عرصه بین‌المللی دفاع کند، زیرا تا وقتی که این پیمان بین‌المللی توسط دولت امضا نشود، نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم مگر آنکه فیلم‌مان را در کشور دیگری بسازیم و آن را به ثبت برسانیم که در این صورت دیگر فیلم متعلق به سینمای ایران نخواهد بود.

این تهیه کننده در پایان گفت: من چند روز پیش با مدیر این شرکت تماس گرفتم و برای چنین اتفاقی به او گلایه کردم او نیز با توجه به اعتراض من فیلم را از سایت حذف کرد با این حال فیلم‌های دیگری مانند «اسرافیل» و … هنوز روی این سایت قرار دارند. درحقیقت هر فیلمی که به صورت DVD پخش شده باشد و وارد بازار شود، آنها نسخه‌ای از آن را به چنگ می‌آورند و به صورت غیرقانونی در سایتشان قرار می‌دهند. این اتفاق مانند پخش قاچاقی فیلم‌هایمان در شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان، یک نوع دزدی به شمار می‌رود.

برای حفظ خانه‌ی نیما چه کرده‌اید؟

خانه نیما یوشیج

یک عضو هیئت راهبردی موزه نیما در یوش می‌گوید: نگرانی های اجتماعی و فرهنگی برای حفظ آثار و خانه‌های تاریخی در ایران، به دردی مدام تبدیل شده است که بیش از مسئولان، توسط دوستداران میراث فرهنگی کشور مطرح و پیگیری می‌شود.

محمد عظیمی، در گفت‌وگو با ایسنا اظهار می‌کند: چگونه می‌شود با شعار توسعه صنعت گردشگری به زیرساخت های میراث فرهنگی و طبیعی بی‌توجه بود. گردشگر باید در کجا گردش کند؟ نشانه‌های گردشگری فرهنگی در پایتخت کجاست؟ با سابقه‌ی کهنی که در حوزه شعر و ادب فارسی داریم، کدام موزه معرف تاریخ فرهنگی ماست؟ پرونده خرید و حفظ خانه ی نیما در چه زمانی بسته می‌شود؟ چقدر باید اهمیت خرید خانه نیما و سیر سرنوشت مامن پدر شعر نوین ایران را برای مسئولان بازخوانی کنیم؟ باید چه کاری کرد؟

نماینده انجمن های دوستداران میراث فرهنگی مازندران در ادامه درباره‌ی وضعیت خانه‌ی نیما می‌گوید: «نیما یوشیج»، بنیانگذار شعر نوین ایران در سال ۱۳۲۷ در خانه‌ی نیمه کاره‌اش ساکن می‌شود. این خانه در زمان ساخت، خارج از شهر تهران قرار داشت و امروز در محله تجریش، خیابان دزاشیب، خیابان رمضانی (فردوسی)، کوچه رهبری قرار دارد. خانه با زیربنایی به مساحت ۱۸۰ مترمربع و عرصه ۶۸۰ مترمربع، معماری متداول منطقه شمیران و با سقف شیروانی ساخته شد و ایوان آن هشت ستون مدور و چهار اتاق تودرتو دارد. همسر نیما برای تامین هزینه‌ی ساخت خانه، وامی از بانک ملی گرفت، اسناد مربوط به زمین به نام «عالیه جهانگیر» ثبت شده بود. از سال ۱۳۳۱ جلال آل احمد زمینی در مجاورت خانه نیما خرید تا خانه‌اش را در همسایگی نیما بنا کند. آن خانه امروز به موزه تبدیل شده است.  نیما در سال ۱۳۳۸ درگذشت و پس از درگذشت همسرش در سال ۱۳۴۳ نیز، خانه خالی از سکنه شد.

نقش سیمین دانشور در ثبت ملی خانه نیما

او ادامه می‌دهد: شراگیم یوشیج (تنها فرزند نیما) می‌گوید که خانه را سال ۱۳۴۵  به مبلغ نود هزار تومان به سرهنگ بازنشسته‌ای به نام «شریفی‌نیا» فروخته است. در سال ۱۳۸۰ مالک این خانه قصد تخریب بنا و ایجاد ساختمانی دیگر داشت که با پیگیری سیمین دانشور، همسر جلال آل احمد و همراهی دوستداران نیما توسط سازمان میراث فرهنگی وقت در ۱۷ آذر ۸۰ به شماره ۴۶۰۳ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.

عظیمی تاکید می‌کند:‌ اقدام نکردن سازمان میراث فرهنگی نسبت به حفظ و تملک اموال فرهنگی ثبت شده در آثار ملی باعث شده تا بسیاری از خانه‌های تاریخی توسط مالکان خصوصی به روش‌های مختلف تخریب شده و با از بین رفتن بنا و آثار ارزشمند، از ثبت خارج و در جهت کاربری مسکونی و تجاری به کار گرفته شود.

او با بیان این‌که مالک خانه‌ی نیما هم به علت همین بی‌مسئولیتی متولیان فرهنگی و ایجاد ارزش افزوده‌ی اقتصادی در گذر زمان، اقدام به طرح شکایتی در دیوان عدالت اداری کرد و با ادعای نبودن نام نیما در اسناد مالکیت این مکان، در ان زمان خواستار خروج این خانه از فهرست آثار ملی شد، اظهار می‌کند: متاسفانه ارائه ندادن اسناد  کافی توسط سازمان میراث فرهنگی به دیوان عدالت اداری باعث شد تا حکم به خروج خانه نیما از فهرست آثار ملی داده شود.

این عضو هیئت راهبردی موزه نیما در یوش، با اشاره به این‌که به دنبال اعلام این حکم، همه‌ی اسناد مکتوب و عکس‌هایی که نشان از حضور و مالکیت نیمایوشیج در این مکان داشت، به مراجع ذیربط تحویل داده و خواستار بازگشت خانه نیما در فهرست آثار ملی شده است، تا شاید با پیگیری مداوم نسبت به خرید خانه توسط سازمان میراث فرهنگی و شهرداری تهران بتوان اقدام کرد، بیان می‌کند: ضرورت حفظ خانه نیما و اسناد مربوط به آن، در نامه‌هایی به رئیس قوه قضائیه، رئیس دیوان عدالت اداری، رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، پروانه سلحشوری – نماینده مردم تهران و عضو ناظر مجلس در شورای عالی میراث فرهنگی- ، علی اصغر مونسان – رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور-، محمدعلی نجفی – شهردار وقت تهران -،  حبیب اله تاجیک اسماعیلی – شهردار منطقه یک -،  رئیس و  اعضای شورای شهر تهران -،فرهاد نظری، مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی – و رجبعلی خسروآبادی – مشاور رئیس سازمان و مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان تهران و معاون میراث فرهنگی این اداره کل داده است، اظهار می‌کند: با تغییر مدیریت میراث فرهنگی استان تهران، نیز مدیرکل جدید میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران و رحمان زاده مدیر وقت شرکت توسعه فرهنگی شهرداری تهران، قول به پیگیری و خرید خانه ی نیما دادند.

عظیمی با اشاره به درخواست تعداد زیادی از هنرمندان، شاعران، مترجمان، نویسندگان، فرهنگیان و اهالی موسیقی  برای خرید و حفظ این خانه‌ی تاریخی با جمع آوری بیش از سه هزار امضا در رسانه‌های جمعی، بیان کرد: نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز با ۴۶ امضا از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستند تا در مورد علت تعلل در نگهداری از خانه نیما یوشیج با وجود ثبت آن در فهرست آثار ملی و توضیح اقدامات انجام شده برای جلوگیری از تخریب این آثر ملی، پاسخگو باشند،  همچنین مجمع نمایندگان استان مازندران در مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه‌ای به رئیس جمهور خواستار خرید این خانه و جلوگیری از تخریب آن شدند.

این فعال میراث فرهنگی مازندران، اضافه می‌کند: در سال گذشته وعده‌های مسئولان نسبت به خرید خانه نیما، بازتاب وسیعی در مطبوعات داشته و جامعه‌ی فرهنگی، چشم انتظار اقدام و اعلام خرید خانه نیما به عنوان خانه – موزه‌ی شعر نوین ایران مانده‌اند.

وعده‌هایی که برای حفظ خانه نیما به زبان آوردند

او در ادامه‌ی صحبت‌هایش به درخواست‌ِ مسئولان فرهنگی نسبت به حفظ این خانه‌ی تاریخی براساس ان‌چه که در سایت‌های خبری مختلف منتشر شده، اشاره می‌کند؛ «۲۲دی سال گذشته حسن خلیل آبادی، رئیس کمیته میراث فرهنگی شورای شهر تهران اعلام کرد که مقرر شده تا با شهردار منطقه یک و مالکان آن پلاک ثبتی نشست مشترک برگزار شده تا جلوی صدمه به خانه نیما یوشیج گرفته شود و این ملک به تملک شهرداری تهران درآید.» دو روز بعد احمد مسجد جامعی‌ عضو شورای شهر تهران در سی و هفتمین جلسه شورای شهر تهران، «در تذکر پیش از دستور جلسه شورای شهر خواستار جلوگیری از تخریب خانه نیما یوشیج‌ شد.»

۲۶ دی نیز  علیرضا رحیمی عضو مجمع نمایندگان استان تهران و عضو کمیسیون امینت ملی و سیاست خارجی با اشاره به تذکر ۴۶ نماینده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی وضعیت نامناسب و رو به تخریب خانه “نیما یوشیج” در تهران، گفت: «وزیر فرهنگ باید علل تعلل در جلوگیری از تخریب خانه نیما یوشیج را توضیح دهد.»

۳۰ دی، پروانه سلحشوری – نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی – عضو کمیسیون فرهنگی و عضو ناظر مجلس در شورای عالی میراث فرهنگی با اشاره به احتمال تخریب خانه نیما یوشیج در تهران، گفت: تعدادی از نمایندگان مجلس به علت وضعیت نامناسب خانه نیما و احتمال تخریب آن به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تذکر دادند، تا به این موضوع رسیدگی شود. سازمان میراث فرهنگی باید نسبت به حفظ بناها و خانه‌های تاریخی حساسیت داشته باشد. حفظ میراث فرهنگی به دغدغه‌ای برای فعالان مدنی و نمایندگان مجلس تبدیل شده است.

دوم بهمن، فریده اولادقباد – نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی – عضو هیئت رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و عضو فراکسیون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بیان کرد: «دولت بهتر است برای حفظ آثاری نظیر خانه نیما تدابیر لازم را بیاندیشد. هم‌چنین می‌تواند ردیف بودجه‌ای برای خرید آثار باستانی که مالکان خصوصی دارد در نظر گیرد تا بتواند از این طریق از این آثار محافظت کند.»

همان روز، علی‌محمد سعادتی – مدیر بافت و بناهای تاریخی شهر تهران – نیز با اشاره به رایزنی‌های انجام شده با مالک فعلی خانه نیما یوشیج مبنی بر توقف هر گونه تخریب و نوسازی اظهار کرد: در حال حاضر شهرداری و چند نهاد و سازمان علاقه مند در حال مذاکره با مالک برای تعیین تکلیف ملک هستند اما آن چه مسلم است مالک هر فرد یا ارگانی باشد، کاربری ملک تنها در چارچوب فرهنگی و هنری تعریف می شود.

۲۴ اسفند، محمود صلاحی – رئیس وقت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، خبر داد که وزیر ارشاد به معاون هنری خود آقای حسینی ابلاغ کرده تا پیگیر شوند و خرید صورت گیرد، اگر موفق به تملک شدند که خودشان بهره‌برداری خواهند کرد، اگر اینگونه نشد شهرداری اقدام سریع خواهد داشت.

۲۸ خرداد ۹۷، دلاور بزرگ‌نیا، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران، بیان کرد: خوشبختانه عزم مسولان مربوطه در شهرداری به سمتی می‌رود که این خانه خریداری شود و حتی پس از سالها جایزه نیما با محوریت این خانه با کارکرد خانه اسناد پیگیری شود.

۱۹ شهریور،  ولی‌الله شجاع‌پوریان ، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، گفت: «یکی از برنامه‌ها و رویکرد این معاونت، ایجاد و تشکیل خانه مشاهیر خواهد بود که در این خصوص در نظر داریم تا با اعتبار مالی، پاتوق فرهنگی را با محوریت خانه سیمین و جلال و خانه نیما ایجاد و اجرایی کنیم. برای خریداری این بنای تاریخی چهار میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته شده است. »

و سرانجام، ششم دی، حسن خلیل‌آبادی عضو شورای شهر تهران با اشاره به وضعیت کنونی خانه نیما یوشیج در دزاشیب که در نزدیکی خانه جلال آل‌احمد قرار دارد و به عنوان یک بنای دارای ارزش فرهنگی محسوب می‌شود، گفت: «شهرداری تلاش می‌کند این خانه را با قیمت واقعی خریداری کند، اما مالک با شهرداری کنار نمی‌آید و قیمتی بیشتر از ارزش واقعی ملک را اعلام کرده است. سال گذشته که هنوز نوسانات ارزی رخ نداده بود، مالک ۱۲ میلیارد تومان برای این خانه قیمت گذاشته بود که، چون از نظر شهرداری ارزش ریالی ملک کمتر از این میزان بود و اعتبارات لازم برای این موضوع وجود نداشت، ملک خریداری نشد. عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه در حال حاضر ملک ظاهر نامناسبی پیدا کرده است، افزود: میراث فرهنگی هم برای خرید این ملک محدودیت‌های مالی دارد و نمی‌تواند ملک نیما را بخرد.»

آنتن فروشی ممنوع!

حجم گسترده و شیوه تبلیغات مؤسسات کنکوری در تلوبزیون، مدتی است که با انتقادها و حواشی زیادی مواجه شده و حتی تذکر معاون سیما مبنی بر کاهش ۵۰ درصدی این تبلیغات و نامه وزیر آموزش و پروش را نیز به دنبال داشته است؛ اما اینکه این تذکرها و نامه‌ها تا چه‌ اندازه کارساز شده‌اند، بحث دیگری است.

مدتی است که افزایش حجم تبلیغات موسسات کنکوری و کتاب‌های کمک آموزشی در تلویزیون با انتقادهای زیادی مواجه شده است. عده‌ای تبلیغ موسسات کمک‌ آموزشی را در قالب برنامه‌های آموزشی امری غیراخلاقی می‌دانند و عده‌ای هم از بی‌اعتبار بودن برخی موسساتی که رادیو و تلویزیون آنها را معرفی و تبلیغ می‌کند، گله می‌کنند.

اما در نهایت تمام انتقادهای مطرح شده درباره حجم و شیوه تبلیغات موسسات کمک آموزشی در تلویزیون، بر سر این موضوع اتحاد دارند که صداوسیما به عنوان رسانه‌ای که از آن با عنوان «ملی» یاد می‌شود، نباید از اعتماد مخاطبان به منظور تامین منابع مالی خود سوءاستفاد کند.

در ادامه این حواشی، چندی پیش مسوولان آموزش و پرورش از پخش فراوان و متعدد برنامه‌های کنکوری در شبکه‌های تلویزیون انتقاد کردند.

سید محمد بطحایی (وزیر آموزش‌ و پروش) هم روز گذشته با یادآوری اقدامات انجام شده در راستای کاهش تبلیغات موسسات کنکوری در تلویزیون، در صفحه رسمی خود در توئیتر نوشت:

«چندی پیش نامه‌ای را به محضر رهبری معظم انقلاب درخصوص تبلیغات پرتعداد و ناسالم برخی موسسات در رسانه‌ها نوشتم که مورد لطف و نظر مساعد ایشان قرار گرفت و دستورات موثری در این خصوص صادر نمودند. از وزارت ارشاد و برادرم جناب دکتر صالحی خواسته‌ام تا صدور مجوز برای کتب کمک درسی را منوط به تایید کارشناسان آموزش و پرورش نماید.

به برادر عزیزم مهندس رحمانی، وزیر محترم صمت نیز اعلام کردم که از نظر وزارت آموزش و پرورش تخصیص ارز دولتی و حمایتی برای کاغذ کتب کمک درسی هیچ توجیهی ندارد و ارز مربوط صرف تامین سایر اقلام شود. در نامه‌ای به برادر عزیزم دکتر علی‌عسگری با استناد به نص صریح قانون خواسته‌ام هرگونه تبلیغات در این زمینه با مجوز وزارت آموزش و پرورش انجام پذیرد.»

اما انتقادها به نحوه پخش تبلیغات موسسات کنکوری در تلویزیون، سید مرتضی میرباقری (معاون سیما) را بر آن داشت تا دستور دهد که شبکه‌های مختلف تلویزیونی مدت زمان این برنامه‌ها را به نصف کاهش دهند و آگهی‌های بازرگانی با موضوع برنامه‌های کنکوری‌ مهم تا ۷۰ درصد کاهش یابد.

با این حال به نظر می‌رسد که انتقادات مطرح و اقدامات انجام شده، بیشتر در کاهش تولید برنامه‌ها در جهت تبلیغ موسسات آموزشی موثر بوده‌اند تا در میزان پخش آنها؛ این درحالی است که به باور بسیاری از کارشناسان صداوسیما به عنوان رسانه‌ای ملی باید در شیوه تبلیغات فرهنگی، آموزشی و بهداشتی خود بسیار دقت کند و برای تامین منابع مالی، منافع انسانی مخاطبان را زیر پا نگذارد.

در همین راستا، محمدرضا خوشرو ـ پژوهشگر و کارشناس رسانه ـ در گفت‌وگویی با ایسنا درباره تاثیرات مخرب پخش آگهی‌های تلویزیونی روی مخاطبان، گفت: یکی از مهمترین منابع تامین مالی رسانه‌ها تبلیغات بازرگانی است و یکی از معضلات، بحث اقتصاد رسانه است؛ اینکه رسانه‌ها در میان چالش‌ مشکلات مالی و بودجه‌های محدود و هزینه‌های فزاینده تولید و پخش برنامه‌ها، چطور باید به رسالت‌ و ماموریت‌ و مهمتر از همه حفظ استقلال رسانه، عمل کنند.

او با تاکید بر اینکه رسانه‌ها نباید از صاحبان سرمایه متاثر شوند، گفت: آنتن‌فروشی اصلا زیبنده رسانه حاکمیتی جمهوری اسلامی نیست. به طور کلی تاثیرپذیری رسانه‌ها از صاحبان سرمایه اتفاق بسیار ناگواری است که از قدیم در دنیا مطرح بوده و همچنان نیز ادامه دارد و امروز هم در رسانه حکومتی کشورمان شاهد آن هستیم.

این کارشناس رسانه اظهار کرد: پخش تبلیغات در صداوسیما در بخش‌های مختلفی انجام می‌گیرد. به عنوان مثال یکی بخش آگهی‌های بازرگانی است که شرکت‌های تجاری مختلف در این بخش محصولاتشان را معرفی و  تبلیغ می‌کنند و بخشی هم خارج از این باکس است که شرکت‌های تجاری در قالب برنامه‌های تلویزیونی اقدام به تبلیغ می‌کنند. در این میان مشکل از آنجایی به وجود می‌آید که این تبلیغات در برنامه‌های آموزشی و فرهنگی صداوسیما نیز دیده می‌شوند.

خوشرو با اشاره به تاثیرات مخرب تبلیغات محصولات کمک آموزشی در برنامه‌های آموزشی صداوسیما، گفت: اقدام آن دسته از برنامه‌های آموزشی صداوسیما که حامی آنها شرکت‌های تجاری تولید محصولات کمک آموزشی است، اصلا پذیرفتنی نیست. اگر قرار باشد این شرکت‌های آموزشی در تلویزیون تبلیغ داشته باشند باید حتما در باکس آگهی بازرگانی باشد و نه در برنامه‌های آموزشی.

او با بیان اینکه «برنامه‌های آموزشی و فرهنگی صداوسیما نباید حامی تجاری داشته باشند»، ادامه داد: اگر بخش آموزشی تلویزیون در اختیار شرکت‌های ‌آموزشی قرار بگیرد، قطعا روی دانش‌آموزان تاثیر می‌گذارد. ترغیب دانش‌آموزان به استفاده از برخی کتاب‌های کمک آموزشی در برنامه‌های آموزشی صداوسیما اصلا کار درستی نیست. متاسفانه دانش‌آموزانی که مخاطب این برنامه‌ها هستند با مباحثی مواجه می‌شوند که مجری و کارشناس برنامه آن مباحث را به کتاب‌های کمک آموزشی شرکت حامی ارجاع می‌دهد.

این پژوهشگر رسانه افزود: آنتن تلویزیون تنها منحصر به افراد متمول نیست و این برنامه‌ها در سراسرکشور و در تمام روستاها قابل رویت است. در این شرایط برخی برنامه‌های تلویزیون مباحث آموزشی را ناقص مطرح می‌کنند و دانش‌آموزان را برای تکمیل اطلاعات بیشتر به کتاب‌های آموزشی حامی برنامه ارجاع می‌دهند و که برخی از اقشار جامعه امکان خرید آنها را ندارند.

خوشرو با بیان اینکه «این رویکرد رسانه ملی ترویج بی‌عدالتی است»، گفت: بنابراین رقابت ناعادلانه‌ای میان مخاطبان این برنامه‌ها و دانش‌آموزانی که برای کنکور درس می‌خوانند، ایجاد می‌شود. هر چند که اخیرا  برخی مراجع در این زمینه به سازمان صداوسیما تذکر داده اند و معاون سیما نیز دستور داد که این جور تبلیغات باید به ۵۰ درصد کاهش پیدا کند.

این کارشناس رسانه تاکید کرد: وقتی خارج از باکس تبلیغات و در برنامه‌های تلویزیونی مطلبی به مردم گفته می‌شود، مردم دیگر حس تجاری را ندارند و به عنوان پیشنهادی که از سوی آنتن رسانه جمهوری اسلامی پخش می‌شود، به آن مطلب نگاه می‌کنند. مشکل از آنجایی شروع می‌شود که این تبلیغات از باکس بازرگانی خارج می‌شوند و به دل برنامه‌های مختلف می‌روند و به همین خاطر هم مردم راحت‌تر به آنها اعتماد می‌کنند.

او با بیان اینکه «آنتن تلویزیون نباید به این شکل لجام گسیخته فروخته شود»، خاطرنشان کرد: متاسفانه امروز شاهد هستیم که مدیران تلویزیونی را با آورده‌های مالیشان ارزیابی می‌کنند. یعنی ممکن است مدیری برنامه‌های موردپسند مردم نداشته باشد، اما به واسطه اینکه توانسته منابع مالی زیادی تامین بکند مورد تایید مسوولان عالی رسانه ملی قرار گرفته است.

فوتبال دوباره روی زمین سینما؟!

پخش فوتبال در سینما

فوتبال در همه جای دنیا ظرفیت‌ قابل ملاحظه‌ای دارد که باید از آن به شیوه درستی استفاده کرد؛ هفدهمین دوره جام ملت‌های آسیا از هفته آینده آغاز می‌شود، آیا با توجه به شرایط و برخی حاشیه‌ها که در زمان جام جهانی روسیه و پخش بازی‌ها در سینما اتفاق افتاد، باز هم شاهد تماشای بازی‌های فوتبال روی پرده سینماها خواهیم بود؟

به گزارش ایسنا، هفدهمین دوره جام ملت‌های آسیا از هفته آینده یعنی از ۱۵ دی‌ماه آغاز می‌شود و تا ۱۲ بهمن ماه در امارات ادامه پیدا خواهد کرد و ایران نیز یکی از کشورهایی است که در این بازی‌ها حضور دارد.

در چند وقت اخیر بازی‌های فوتبال و تماشای آن، چه در استادیوم و چه در سینماها با حاشیه‌هایی همراه شده است و موضوعاتی چون حضور در زنان در ورزشگاه‌ها و همچنین تماشای خانوادگی فوتبال در استادیوم‌ها مورد بحث قرار گرفته است.

سینمای ایران در زمان پخش بازی‌های جام جهانی طی مصوبه‌ای که توسط شورای صنفی نمایش به تصویب رسید، این اجازه را صادر کرد تا بازی‌هایی ایران در جام جهانی در برخی از سینماها و بر روی پرده نقره‌ای به نمایش دربیاید که در این صورت مخاطبان بتوانند علاوه بر آنکه خانوادگی به تماشای بازی‌ها بنشینند، عایدی هم از این هیجان فوتبال به سینما برسد و شور و هیاهویی را به آن تزریق کند آن هم در فصلی از سال که سینمایی‌ها معتقدند نسبت به شش ماهه ابتدایی سال میزان تماشاگران و استقبال از سینما کاهش محسوسی پیدا می‌کند.

اما این تصمیم مانند دیگر اقدامات انجام شده در کشور، همه‌اش مثبت نبود و حاشیه‌هایی را به دنبال داشت؛ از جمله این حواشی سهم تهیه‌کنندگان و صاحبان آثار از فروش فیلم‌هایی است که در زمان پخش فوتبال در سینما روی پرده بودند و امکان نمایش فیلم به دلیل پخش بازی‌ها از آنها گرفته شد که البته به گفته سینماداران و برخی اهالی سینما، پخش فوتبال صدمه‌ای به اکران فیلم‌ها نزد، زیرا زمان بازی‌ها در ساعتی بوده که فیلمی روی پرده قرار نداشته و در سانس‌ پایانی شب بوده است. بر اساس همین مصوبه سهم فیلمهایی هم که در زمان پخش بازی‌ها روی پرده بودند، از پخش بازی‌ها محاسبه شده است.

حالا با شروع جام ملت‌های آسیا این گمانه زده می‌شود که باز هم اقدامی در جهت نمایش بازی‌ها بر روی پرده‌ سینما انجام شود. پخش بازی‌های فوتبال در سینماها مساله‌ای است که مخالفان و موافقان خود را دارد، عده‌ای معتقدند در راستای رونق سینماها، پخش بازی‌ها اتفاق مثبتی است و در مقابل عده‌ای دیگر معتقدند که فضای اکران با انجام این طرح اشغال می‌شود.

شاید فوتبال عاملی شود برای جذب مخاطب به سینما!

غلامرضا فرجی سخنگوی کارگروه اکران در گفت‌وگویی با ایسنا درباره پخش فوتبال در سینماها گفت: هنوز درخواست جدیدی از سمت سینماداران به دست ما نرسیده است و در کارگروه  اکران و شورای عالی طرح موضوع نشده است قاعدتا باید این طرح از طرف کارگروه به تصویب برسد و بعد شیوه اجرایی آن به سینماها ابلاغ می‌شود.

او ادامه داد: به نظر می‌رسد که سینماداران از این طرح استقبال می‌کنند اما باید ببینیم شیوه اجرایی به چه شکلی خواهد بود. نکته دیگر این است که ببینیم پیشنهاد تهیه‌کنندگان پیرامون پخش بازی‌هایی آسیایی چه خواهد بود و در نهایت با توجه به شرایطی که اکنون در شش ماهه دوم سال با آن مواجه شده‌ایم مخصوصا با فیلم‌هایی که اکنون روی پرده هستند  شاید ازاین طریق شرایطی ایجاد شود که با توجه به حضور مردم در سینماها به بهانه تماشای فوتبال، جذب فیلم‌های سینمایی هم بشوند و عاملی برای جذب تماشاچی‌های بیشتر به سینماها شود.

سخنگوی کارگروه اکران اضافه کرد: اخیرا در فوتبال‌هایی که از سینما پخش شدند، بر اساس قاعده‌ای که شورای عالی اکران تعریف کرده است، ابطال بلیت صورت گرفت. یعنی فیلم‌هایی که در آن مقطع نمایش داشتند اگر مجوزی برای سینمای‌شان صادر شده‌ است بر اساس قاعده مشخصی بلیت ابطال شده و سهم صاحب فیلم منظور شده است.

فرجی با اشاره به اینکه گفته می‌شود هنوز سهم صاحبان آثار پرداخت نشده‌است، توضیح داد: ما بارها گفته‌ایم که تعدادی از سینماها حقوقی هستند و برخی حقیقی. سینماهای حقوقی نیاز به مجوز دارند یعنی باید بر اساس بررسی‌هایی که حسابرس انجام می‌دهد و نامه‌ای که وزارت خانه به آنها ابلاغ می‌کند این سهم را بر اساس مستندات و قاعده‌ای تعریف شده پرداخت کنند. ما نمی‌توانیم به یک سینمادار حقوقی بگوییم که فلان مقدار پول را به فلان حساب پرداخت کند.

وی در پایان گفت: بنابراین تقصیر سینماداران نیست و خواسته انجمن هم چیز غیر منطقی‌ای نیست زیرا هنوز نامه‌ای از طرف وزارتخانه ابلاغ نشده است. ما چندین بار خدمت آقای هاشمی و خانه سینما گفته‌ایم که ماجرا از این قرار است اما هنوز چیزی برای ما ابلاغ نشده است. درنهایت باید این پیشنهاد از طرف سینماداران داده شود و سپس به یک جمع بندی برسیم و خروجی را به سینماها ابلاغ کنیم.

تماشای بازی‌های جام جهانی روسیه در پردیس چارسو

به نفع صاحبان آثار است که فوتبال در سینما پخش شود!

محمدقاصد اشرفی رئیس هیأت مدیره انجمن سینماداران به ایسنا گفت: بنا داریم تا در جلسه این هفته انجمن این موضوع را مورد بحث قرار دهیم که آیا امکان نمایش بازی‌ها در سالن‌های سینمایی وجود دارد یا خیر و آیا مجوز انجام آن داده می‌شود؟ استقبال خواهد شد و سینماداران تمایلی به انجام آن دارند؟

او با اشاره به پخش بازی‌ها در سینما در زمان جام جهانی روسیه گفت: طبق توافقی که شکل گرفت، سهم صاحبان آثار پرداخته شده است. در این میان برخی سینماهای دولتی به نامه وزارت ارشاد نیاز دارند تا بتوانند سهم صاحبان آثار را پرداخت کنند به همین دلیل فقط آنها باقی مانده‌اند ولی بیشتر پردیس‌های سنیمایی این پول را پرداخت کرده‌اند.

این سینمادار درباره تاثیر پخش فوتبال در سینماها و تاثیرشان بر فروش‌ها بیان کرد: در دوره گذشته زمان پخش فوتبال در ساعتی قرار گرفته بود که فیلمی روی پرده نبود و سانس نداشت به همین دلیل مشکل جدی‌ای برای کسانی که فیلمی روی پرده داشتند، پیش نیامد اما در این دوره هنوز بررسی‌ صورت نگرفته است.

وی در پایان با تاکید بر اینکه تماشاچی و مخاطب فوتبال از مخاطبان یک فیلم بیشتر است، بیان کرد: باتوجه به شرایط فروش و گیشه سینما به نفع فیلمسازان و صاحبان آثار است که در سینما فوتبال پخش شود. این اتفاق هم به خود سینماها و گردش پول در آنها کمک می‌کند و هم برای کسانی که دوست دارند فوتبال را روی پرده بزرگی مثل پرده نقره‌ای سینما ببیند فرصت بسیار خوبی است و شرایط مناسبی را ایجاد می‌کند که افراد خانوادگی و در کنار هم فوتبال نگاه کنند. موقعیت خوبی است چه از نظر تماشاگر و چه حواشی کمتری که نسبت به ورزشگاه‌ها ایجاد می‌شود.

دعوتنامه خودمانی ایران برای جهانِ درگیرِ بابانوئل

کریسمس در جلفای اصفهان

معاون رییس‌ جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در رقابت با کشورهایی که سال‌هاست نقش مقاصد محبوب گردشگران برای گذراندن تعطیلات کریسمس و سال نو میلادی را ایفا می‌کنند، مردم جهان را دعوت کرده در این تعطیلات به ایران سفر کنند.

به گزارش ایسنا، «جشن کریسمس در گردشگری اعتبار ویژه‌ای دارد، آن‌قدر که شهرهای دنیا بر اساس اهمیتی که به این جشن می‌دهند می‌توانند رتبه‌بندی شوند. در همین راستا آژانس‌های مسافرتی تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تورهای متفاوتی در این مدت کوتاه برگزار کنند و مقاصد گردشگری متفاوت‌تری را به مسافران پیشنهاد کنند، اما طبقه‌بندی این مقاصد مبتنی بر جشن کریسمس بیشتر بر مبنای سلیقه است.»

حمیرا محب‌علی ـ کارشناس ارشد گردشگری ـ در مطلبی که در صفحه تخصصی «راهبردهای گردشگری» در فضای مجازی منتشر کرده «بیت‌اللحم ـ محل تولد عیسی (ع) ـ، روستای سانتا کلائوس در فنلاند، شهر نیویورک در آمریکا، ساحل باندی در استرالیا، واتیکان در ایتالیا، دوبلین در ایرلند، نورنبرگ در آلمان، زوریخ در سوئیس، توکیو در ژاپن و سان خوآن در پورتوریکو را ۱۰ شهر منتخب در سایت‌های مرتبط با سفر و گردشگری برای گذراندن تعطیلات کریسمس و سال نو میلادی» معرفی کرده است.

او اما از بین همه این شهرهای تقریبا شناخته‌شده روی دهکده‌ای در فنلاند انگشت گذاشته و با بررسی موردی آن به عواملی که در محبوب شدن این روستای کوچک تاثیر داشته، اشاره‌ای کرده است. این کارشناس ارشد گردشگری نوشته که «در سال ۱۹۸۰ مقامات توریستی فنلاند یک استراتژی جدید برای گردشگری درنظر گرفتند و نام آن را Postmodern Tourism گذاشتند. این استراتژی در استان Lapland اجرا شد. سپس در سال ۱۹۸۴ در منطقه‌ای به نام Santa Claus، سرزمینی در گردشگری پدیدار شد به نام سرزمین بابانوئل‌ها.

سانتا کلائوس، دهکده‌ای که به محل سکونت دائمی بابانوئل معروف است

تفکر حاکم بر آن چنین بود: بابانوئل در سال یک بار به خانه شما می‌آید اما درِ خانه او در روستای سانتا کلائوس همیشه به روی شما باز است. آن‌ها از این روستا فضایی ساختند که در آن بتوان صلح و آرامش واقعی را تجربه کرد و از طرفی به گونه‌ای رفتار کردند که گردشگر تصور می‌کند بابانوئل از آغاز در این روستا سکونت داشته است و تا ابد هم خواهد بود.

بابانوئل تمام سال در این روستا در خانه‌اش در خدمت گردشگران است، با آن‌ها حرف می‌زند و وقتی سرش خلوت می‌شود نامه‌هایی را که مردم از سراسر دنیا برایش فرستاده‌اند می‌خواند و پاسخ می‌دهد. سالی صدها هزار نامه!»

محب‌علی در ادامه این پرسش را مطرح کرده که چرا مردم در تمام طول سال به دیدن بابانوئل می‌روند و پاسخ آن را در نوع برنامه‌ریزی گردشگری فنلاند یافته و یادآور شده است: «فنلاندی‌ها بابانوئل را بهانه‌ای برای ورود گردشگر به این منطقه کرده‌اند.

از نمونه رالی‌های رایج در دهکده سانتا کلائوس فنلاند

در دهکده سانتا کلائوس شما می‌توانید همراه بابانوئل به تماشای شفق قطبی بروید و نیمه‌شب آفتابی را ببینید. فنلاندی‌ها فقط از جاذبه‌های طبیعی بهره نبرده‌اند، آن‌ها یک بابانول خلق کرده‌اند و اطرافش ده‌ها جاذبه پدید آورده‌اند؛ انواع رالی‌های برف و یخ در اطراف این روستا گردشگران را به سوی خود می‌کشاند. فنلاند یکی از مهم‌ترین پیست‌های اسکی را دارد که در نزدیکی همین روستا است و جاذبه‌های بسیار دیگر در کنار آن که گردشگران زیادی را جذب خود می‌کند. یکی از آن‌ها غذاهای معروف محلی در روستای سانتا کلائوس است.»

گردشگران از خطی می‌گذرند که مدار قطب شمال است

مقامات گردشگری ایران نیز معتقدند می‌توانند به محلی برای گذراندن تعطیلات کریسمس تبدیل شوند. علی‌اصغر مونسان ـ رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ـ در پیام توئیتری که همزمان با میلاد حضرت عیسی مسیح (ع) مخابره کرد از مردم جهان بویژه مسیحیان دعوت کرده به ایران، کشور عشق و صلح سفر کنند و به آن‌ها اطمینان داده که خاطرات این سفر را فراموش نخواهند کرد.

گریگور قضاریان ـ عضو جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی و استاد گردشگری ـ نیز با آن‌که معتقد است رویدادی چون سال نو میلادی و کریسمس قابلیت جذب گردشگر را دارد، اما زیرساخت‌ها و مدل برنامه‌ریزی سفر در ایران را در این مسیر چندان کارآمد نمی‌داند.

او می‌گوید: گردشگران تقریبا از ساعت ۵ یا ۷ عصر به بعد (با تعطیل شدن موزه‌ها و سایت‌های تاریخی) بی‌کارند و هیچ برنامه‌ای برای اوقات شبانه آن‌ها درنظر گرفته نمی‌شود، درحالی‌که می‌توانیم آن‌ها را به کنسرت و تئاتر ببریم، اما این کار را نمی‌کنیم و برنامه آن‌ها در ایران بیشتر به دیدن آثار تاریخی و طبیعی محدود شده است. بیشتر گردشگران از این ساعت به بعد مجبورند اوقات خود را در هتل بگذرانند یا نهایتا به رستورانی بروند که شاید جز غذا، موسیقی زنده هم داشته باشد. کمتر پیش می‌آید برای ساعت‌های دم غروب و یا شبانه‌ گردشگران برنامه‌ریزی شده باشد؛ این وضعیت شامل حال شب‌های زمستانی سال نو میلادی هم می‌شود. گردشگرانی که این وقت سال به ایران می‌آیند، اغلب، سال را در اقامتگاه‌شان نو می‌کنند.

قضاریان گوشه‌ای از بی‌توجهی به این ظرفیت را متوجه محدودیت برنامه‌ها و جشن‌های اقلیت‌های مذهبی می‌داند و بیان می‌کند: متاسفانه تا الان اقلیت‌های مذهبی جاذبه‌های خودشان را کمتر به گردشگران معرفی کرده‌اند، البته در جلفای اصفهان این اتفاق افتاده و کلیسای وانک در برنامه سفر گردشگران خارجی قرار گرفته، اما در سایر شهرها از جمله تهران نیز موزه و دیگر آثار تاریخی ارامنه وجود دارند که اغلب آژانس‌ها از وجودشان بی‌خبرند و در برنامه سفر هم لحاظ نشده‌اند.

ایران با وجود اقلیم کوهستانی، پیست‌های متعدد اسکی و امکانات اقامتی و رفاهی در برخی ارتفاعات، در نظر بسیاری از شهروندان جهان همچنان کشوری کویری تلقی می‌شود. معرفی فضاهای کوهستانی ایران که می‌تواند مناسب سفرهای زمستانی باشد تنها در فضای محدود نمایشگاه‌ها توسط برخی آژانس‌های گردشگری اتفاق می‌افتد. گردشگران خارجی بارها اذعان کرده‌اند از امکانات اسکی و امکان گذراندن تعطیلات زمستانی در ایران اطلاعی نداشته‌اند.

از سوی دیگر همسایگانی چون ترکیه و جمهوری آذربایجان در دنیای گردشگری زمستانی به نسبت ایران چهره‌ موفق‌تری داشته‌اند؛ چند سالی است پیست‌های اسکی این کشورها پاتوقی ارزان برای اسکی‌بازان اروپایی و آمریکایی شده‌ است. تا پیش از گرانی ارز، حتی کوهنوردان و اسکی‌بازان ایرانی نیز ترجیح می‌دادند ترکیه و یا آذربایجان را برای انجام ورزش‌های زمستانی انتخاب کنند، تجهیزات، امکانات رفاهی و قیمت پایین این کشورها در مقایسه با پیست‌های اسکی ایران، از جمله دلایل این ارجحیت بود.

با این حال رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری امیدوار است تغییرات نرخ ارز در کشور، گردشگران بیشتری را راهی ایران کند، هرچند به گفته تورگردان‌ها ارزانی تنها عامل انتخاب یک مقصد برای سفر نیست، بلکه این امنیت است که ذهن گردشگران را درگیر انتخاب یک مقصد می‌کند. پس از خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق‌نامه هسته‌ای، اخبار سیاه از ایران در رسانه‌های خارجی بویژه اروپا باعث شد جمعیت توریست‌های اروپایی و آمریکایی در قیاس با سال گذشته ۱۷ درصد کمتر شود. علی‌اصغر مونسان اما در دعوتنامه توئیتری خود که به زبان انگلیسی منتشر کرده، در فضای سیاه تبلیغاتی و در شرایطی که رقابت بین مقاصد سفرهای زمستانی و کریسمسی فشرده‌تر شده است، سعی کرده از صفت‌های رایج به‌کاررفته درباره ایران یعنی «عشق و صلح» در وب‌سایت‌های مطرح جهانیِ مرتبط با سفر استفاده کند تا شاید در ادبیات تبلیغات گردشگری ایران تغییری ایجاد شود. هرچند تجربه تورگردان‌ها نشان می‌دهد اثر و باورپذیری تبلیغاتی که رسانه‌ها و یا چهره‌های مطرح خارجی انجام می‌دهند به مراتب بیشتر از تبلیغ در خانه است.

زندگی هفت‌روزه‌ی هنری در خانه‌ای خالی از سکنه

image<a href=http://kotahonline.ir>.</a>png

از آینه های عمق و سطح استخر خانه ی شماره هفت در خیابان عبده گرفته تا نقاشی های روی دیوار، حتی دو هزار متر از رشته هایی که مثل بختک فکرهای روشن ذهن را می گیرند، همه و همه برای هفت روز خلق شده اند تا پس از آن برای همیشه تخریب شوند بلکه آنچه که باید، از زبان هنر گفته و تبدیل به خاطره شود.

بهادر ادب، تکین آغداشلو، امیر علی ایزدی، سوده باقری تیرتاش، مهرنوش باقری دوست، امیر حسین ترک زاده، رعنا دهقان، سهیل راد، کسرا رفیعی، هدا زرباف، سی و ۸ (سیاوش منصوری)، رهام شامخ، اشکان صادقی و آرمیتا قصابی، ۱۴ هنرمند جوانی هستند که هر کدام بخشی از ساختمان شماره هفت خیابان عبده را قبل از آنکه مرمت و تبدیل به یک گالری شود، با یک اثر هنری از خودشان پر کرده اند تا با زبان هنر با مهمانان این خانه هم نشینی کنند.

اشکان صادقی، چوب، ترکیب مواد و نقاشی روی بوم را در کنار هم گذاشته تا «بنفش» را خلق کند. در واقع اثر او در سه مرحله و با دو تابلو(نقاشی روی بوم) و یک اثر حجمی شکل گرفته و تکمیل شده است.

این هنرمند که طراح و معمار مقیم لندن است، به ایسنا، می گوید:« ساختمان باوان را به مثابه یک موجود زنده در نظر گرفتم که در حال بازسازی، مایعی از درون این ساختمان فوران کرده است. به همین دلیل ۱۰۰ لیتر آب را با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت شبیه سازی کامپیوتری کردم. در واقع نقطه ها و خط هایی که روی بوم نقاشی شده اند، رابطه ی بین نقطه، خط و حجم را نشان می دهد.

او که این اثر را برای فضای نمایشگاهی «بازنگری در خانه خیابان عبده» اجرا کرده است، از زمان شکل گیری ایده تا خلق آن دو ماه زمان گذاشته است.

*بازگشت به آینده حتی در دستشویی

آرمیتا قصابی، هنرمند دیگر این مجموعه که حدود ۲۰ سال در کانادا زندگی کرده است، با آیینه، سیستم صدا، رنگ اکرلیک، ام دی اف و قطعات الکترونیکی در توالت این خانه، «بازگشت به آینده» را اجرا کرده است.

او معتقد است:« در دنیای ما مسائل زیادی وجود دارد که حتی هنوز کنجکاوی درباره آنها را آغاز نکردیم. من فکر می کنم کنجکاوی گم شده است و باید بعضی مسائل را از دور ببینیم تا متوجه آنها شویم. برای مثال از کره ی ماه می توان کره ی زمین را دید. من هم از کانادا و از دور، ایران را دیدم. معمولا مردم ایران برای تحصیلات، به دلیل سیاست یا امنیتی مهاجرت می کنند اما صدای دُهل از دور خوش است. »

این هنرمند که فارغ التحصیل رشته معماری و طراحی در دانشگاه رایرسون است، ادامه می دهد: «همه ی کشورها، دولت و سیستم هایی دارند که ممکن است خوبی ها  و بدی هایی داشته باشد، اگر در کشور خودت نتوانی چیزی را درست کنی در هیچ کجای دنیا هم نمی توانی. من هم آمده ام ایران که بمانم. خوب است که آدمها، کشورهای دیگر را هم ببینند، نگاه کنند و متوجه ارزش ها شوند. »

قصابی بیان می کند: «ایران، ویژگی هایی دارد که خیلی از ما آن را نمی بینیم. کانادایی ها یک ضرب المثلی دارند که می گوید «همسایه بغلی چمنش سبزتر است» یعنی ما فقط به چیزهایی که نداریم توجه می کنیم و به داشته های خودمان بی توجه هستیم. اگر داشته هایمان را لیست کنیم  متوجه می شویم که چیزهای کمی نداریم. »

*«بختک» بازیافتی

امیر حسین ترک زاده نیز با استفاده از پلی اتیلن، شیشه و ال ای دی «بختک» را خلق کرده. او حدود سه هفته دیوار این خانه را سوراخ کرده است و رشته هایی از پلی اتیلن را مثل نخ و سوزن بهم بافته و در نهایت آن را رنگ کرده است. این اثر با حدود دو هزار متر از این رشته ها شکل گرفته که در نهایت بازیافت می شوند.

این هنرمند می گوید:« تنها جایی که می شد، برای شکل گیری این اثر تخریب صورت بگیرد، فضای این نمایشگاه بود. در واقع اختیار عمل و اجرایی شدن ایده یکی از ویژگی های فضای این نمایشگاه محسوب می شد که معمولا این امکان در گالری ها وجود ندارد. »

رهام شامخ نیز «تخت خواب ۱۸ سالگی» را پهن کرده است تا مرور لحظه هایی از روز و شب، خواب و بیداری باشد که به سرعت می گذرد.

*آشتی نسل قدیم و جوان در «روزهای بهاری»

سیاوش منصوری هنرمند دیگر این مجموعه که متولد  دهه ی ۷۰ است، «روزهای بهاری» را برای آشتی نسل قدیم هنری ایران با نسل جوان با تمام تضادهایی که ممکن است وجود داشته باشد، ساخته است.

هدا زرباف نیز «وسعت میانی» را در پلکان این خانه با ویدئو و ترکیب مواد اجرایی کرده است. پلکانی که فضای ترانزیتی هستند تا خاطره ها را از زمانی به زمان دیگر و از فضایی به فضای دیگر منتقل می کنند.

نقاشی های کسرا رفیعی هنرمند دیگر این مجموعه نیز بعد از نشستن روی  دیوارهای شهر تهران، اصفهان، لندن، پاریس و نیویورک، حالا روی دیوارهای خانه ی شماره هفت عبده نشسته است تا بعد از هفت روز زندگی، جای دیگری متولد شود.

«ایزوله» نیز برای بیان حرکت برگشتی سیارات، ازدیاد جمعیت، از برده داری مدرن به فردگرایی، ارتباطات دیجیتال بر ضد تعاملات فیزیکال، ار جحیت حقوق حیوانات بر حقوق بشر، تخریب میراث و ساخت و ساز، سرکوب احساسات، سو استفاده از بحران منابع طبیعی و در نهایت خود محوری راه حل ورود به عصری جدید و همه ی حرف سهیل راد، خالق آن است.

*سوپر مارکتی کوچک در مستراح

رعنا دهقان نیز با کاغذهای بسته بندی سوپر مارکت ها و ال ای دی کاشی های توالت این خانه را ساخته است. او با تاثیر از کاغذهای بسته بندی، سوپر مارکت کوچکی  در یکی از مکان های زندگی یعنی مستراح ساخته و اسم آن را «هر روز با تو ای مهتاب» گذاشته است.

مهرنوش باقری دوست زیرزمین خانه را برای شکل گیری «پیله»  انتخاب کرده است. از نظر او نهاد وجود پیله ابهام آلود است. از طرفی شبیه رحم  و نمادی از زایش است و از طرفی دیگر به قبر و شاید کفن شبیه است و به مفهوم مرگ نزدیک است.

بخش دیگر از زیرزمین خانه شماره هفت در خیابان عبده در اختیار سوده باقری تیرتاش قرار گرفته تا با چیدمان، دو خت و دوز پارچه، طراحی روی بوم و مقوا و ترکیب مواد گربه ای در خانه ی خالی را نشان دهد.

*این خانه خالی از صلح نیست

این خانه خالی از صلح نیست. بلکه امیر علی ایزدی صلح و پیامش را با جوهر روی کاغذ آورده است تا بگوید برای بقای نسل بشر باید با طبیعت که خود ذره ای کوچک از چرخه عظیم آن هستیم، صلح کنیم.

استخر این خانه نیز با آینه ها پر شده تا جرات به خود نگریستن هر چند سطحی را به هر فردی که از آن می گذرد بدهد. بهادر ادب «عمق/سطح» را برای  به وجود آمدن افکار جدید کسی که در آینه نگاه می کند، خلق کرده است.

*تولد دوباره یک بنا

تکین آغداشلو نیز با استفاده از ویدئو، گچ، رنگ، فلز، نمایشگر و ال ای دی، «هر آنچه استوار است به هوا می رود» را خلق کرده است تا یک موقعیت نامعلوم و غیر قابل پیش بینی در عصر پسامدرنیزم را نشان دهد.

او که کیوریتور این نمایشگاه است، درباره پیشینه برگزاری چنین نمایشگاهی یعنی خانه ای خالی از سکنه که آثاری از هنرمندان، جزئی از آن شوند و در معرض دید عموم قرار بگیرد، توضیح می دهد:« پیش از این، چنین اتفاقی در دهه ۷۰ در تهران افتاده است و هنرمندانی از جمله مصطفی دشتی، فرید جهانگیر و ساسان نصیری آثارشان را در یک خانه کلنگی که در حال تخریب بوده، به نمایش گذاشتند ا این تفاوت که اگر آن نمایشگاه پایان یک بنا بود اما نمایشگاه «بازنگری در خانه خیابان عبده» تولد دوباره یک بنا است. »

این هنرمند ادامه می دهد:«ایده چنین نمایشگاهی از جایی شروع شد که قبل از مرمت بنا بتوانیم از فضاهایی که هنوز به شکل خانه است، استفاده کنیم. »

آغداشلو معتقد است: « حتما لازم نیست که هنرمندان با یک دیوار کار کنند. دست هنرمند می تواند باز باشد تا هر جایی را به عنوان مِدیوم خود ببیند و با آن کار کند و بتوانند حرفشان را بزند. این نمایشگاه تجربه ای برای خود من بود تا ببینم چطور می توان در یک فضای خاص کار کرد. به عبارتی خلاقیت هنرمندان را بیشتر می کند تا کارشان را بخشی از فضای که در آن کار می کنند، ببینند. »

او درباره هنرمندان جوانی که برای این نمایشگاه انتخاب شده اند، نیز توضیح می دهد:« بیشتر هنرمندان حاضر در این مجموعه به جز دو نفر هم نسل من یعنی دهه ی ۶۰ هستند. بازگشت من به ایران منجر به شناخت قابل توجهی از آدم های جدید شد و در یک بازده زمانی کم توانستم این هنرمندان را جمع کنم. »

به گزارش ایسنا، نمایشگاه مکان ـ ویژه چیدمان در خانه‌ای خالی از سکنه برگزار می‌شود و پس از پایان نمایشگاه، این محل وارد پروسه‌ بازسازی برای تاسیس یک نگارخانه می‌شود. ‌به دلیل مکان ـ ویژه بودن آثار این نمایشگاه، بیشتر آنها تنها در طول برقراری این نمایشگاه قابل دیدن هستند و بعد از پایان آن به دلیل مرمت اساسی بنا، تخریب خواهند شد.

نمایشگاه «بازنگری در خانه خیابان عبده» روز گذشته(جمعه ۷ دی ماه) افتتاح شد و تا ۱۴دی ماه دایر است. علاقمندان برای بازدید از آن می توانند از ساعت ۱۱ تا ۲۱ به نشانی‌ ‌خیابان مطهری، خیابان لارستان، خیابان عبده، شماره ۷ مراجعه کنند.

کشفی که می‌تواند اطلاعات باستان‌شناسی تهران را تغییر دهد

سایت تاریخی دوره تیموری در بازار حضرتی

تیم کاوشِ باستان‌شناسی تهران در بازار حضرتی، حدس می‌زنند شاید نخستین ترانشه‌ها را از دوره تیموری شهر تهران در دل بازار تاریخی پایتخت باز کرده‌اند که می‌تواند نخستین نمونه از ساختار شهر تاریخی باشد که حتی «کلاویخو» از آن نام برده است.

به گزارش ایسنا، داستان از حدود ۱۵ روز پیش آغاز شد، زمانی که مالک فرهنگ‌دوست یک مغازه در راسته بازار حضرتی تهران، در زمان گودبرداری بخشی از مغازه‌ خود برای ایجاد زیرزمین، با تکه‌های سفال مواجه می‌شود. شهرداری هر چند در زمان آغاز کار از میراث‌فرهنگی  استعلام نمی‌کند، اما با کشف یافته‌هایی مانند سفال‌های رنگی و حتی چند تکه استخوان، بالاخره سراغ میراث فرهنگی می‌روند و این‌بار پای باستان‌شناسان اداره میراث‌فرهنگی استان تهران به مغازه باز می‌شود.

این یافته‌ها سرآغازِ به دست آمدن نشانه‌هایی از دوران تاریخی مختلف در زیرِ زمین این مغازه شدند، یافته‌هایی از دوران مختلف پهلوی، قاجار، صفوی و تیموری؛ نشانه‌هایی که باستان‌شناسان در چند روز نخست بررسی مطالعاتی به دست آوردند و حالا باید فکر کنند نشانه‌ها را از کدام دوره تاریخی نگه دارند و در کدام بخش تا خاک بکر باز هم دل زمین را بشکافند؟

اگر تاریخ بازار حضرتی را به بازار صندوق‌سازان پیوند دهد

قدیر افروند، مدیر بخش باستان‌شناسی اداره میراث فرهنگی استان تهران بر سر سایت کاوش در این مغازه درباره‌ ترانشه‌های ایجادشده در این مغازه و نتایج به‌دست‌آمده از آن‌ها تا امروز توضیح می‌دهد.

وی با بیان این‌که حدود دو هفته قبل با اطلاع یک کارشناس میراث فرهنگی از وضعیت این محوطه مطلع شده است، به خبرنگاران می‌گوید: در بازدید شهردار این ناحیه از منطقه ۱۲ تهران، ساخت و ساز این مغازه در بازار حضرتی متوقف شد، از سوی دیگر در بین خاکبرداری‌ها تعدادی سفال و استخوان به دست آمد که نخست نیروی انتظامی با توقیف اشیا، آن‌ها را به حوزه قضایی ارسال کرد و سپس به میراث‌فرهنگی وضعیت اعلام شد.

او با اشاره به بررسی‌هایی که در همان ابتدای حضور روی سفال‌ها انجام داده و به قدمت قاجاری بودن  آن‌ها پی می‌برد، بیان می‌کند: برای ما باستان‌شناسان که با دوره‌های تاریخی موجودِ تهران آشنا هستیم شاید موضوع مهمی نبود، اما با توجه به کاوش‌ها و گمانه‌زنی‌های سال ۹۲ و ۹۳ در همین  محدوده‌ها در بازار صندوق‌سازان و خیابان اردستانی در محدوده بازار مولوی که بعضا تا سطح شش تا هفت متری به لایه‌های پیش از تاریخی برخورد کرده و با بقایای زیست پیش از تاریخ تهران مواجه شده بودیم، تیم کاوش به بازار حضرتی آمد.

وی با بیان این‌که نخست مالک برای علت توقف کار توجیه شد، ادامه می‌دهد: پیشنهاد کارشناسی حوزه میراث فرهنگی این بود که اقدامات پژوهشی و باستان‌شناسی بیشتری انجام شود. مالک نیز خوشبختانه همکاری لازم را انجام داد و تیم کاوش بعد از گرفتن مجوز گمانه‌زنی باستان‌شناسی از پژوهشگاه میراث فرهنگی، کمتر از ۱۰ روز قبل کار خود را در این سایت آغاز کرد، اما با توجه به دو تجربه قبلی در دو محدوده بازار صندوق‌سازان و خیابان مولوی تلاش کردیم تا نهایت دقت و وسواس را به خصوص برای لایه‌های قاجاری و صفوی داشته باشیم.

شاید کاوش‌ها به سفرنامه کلاویخو از تهرانِ تیموری برسد

این باستان‌شناس با اشاره به شرایط ناامن به وجود آمده در مغازه بعد از کندوکاو گسترده‌ و ریختن بخشی از سقف و وجود سه چاه نسبتاً عمیق در محدوده، بیان می‌کند: با همکاری شهرداری، مالک نسبت به مقاوم‌سازی اقدام کرد تا مسیر برای گمانه‌زنی آماده شود. در فضای اصلی مغازه و در عمق ۳۰ تا۴۰ سانتی‌متری لایه‌های سطحی و متأخر به دست آمدند. موزاییک‌ها در لایه‌های نخست متعلق به دهه ۴۰ و ۵۰  و دوره پهلوی هستند و لایه‌های متاخرتر در مرکز ترانشه نشانه‌های دوره‌ی قاجار را در خود دارند.

وی با بیان این‌ که در فضای جلویی مغازه، دو ترانشه ایجاد شد که در یکی آثار آجری به دست آمد، می‌افزاید: با به دست آمدن این آثار، قدری حساسیت بیشتر شد که در دوره قاجار و صفوی و احیاناً تیموری چه بر تهران گذشته است.

افروند با بیان این‌که پس از عبور از سطح خشتی یک دیوار آجری دوره قاجار کشف شد و لایه بعدی و دیواری اصلی متعلق به دوره صفوی و بقایای کف به دست آمده آجری بودند، توضیح می‌دهد: با کشف این لایه، این ذهنیت مطرح شد که آیا امکان دارد آن لایه متعلق به دوره تیموری باشد؟ در واقع دیوار صفوی بزرگ روی پایه دوره تیموری گذاشته شده بود.

او با تاکید بر این‌که تاریخ‌گذاری فقط به روش آزمایشگاهی می‌تواند به ما کمک کند، بیان می‌کند: در مواد فرهنگی به دست آمده، خوشبختانه یکی دو قطعه کاشی دوره تیموری نیز کشف شد. کشفی که می‌تواند یک نشان برای رساندن ما به دوره‌ پیش از صفویه باشد. در این صورت به شهری می‌رسیم که «روی گونزالس کلاویخو اسپانیایی – نویسنده و جهانگرد اسپانیایی که فرستاده مخصوص هانری سوم پادشاه اسپانیا به نزد تیمور گورکانی بود -» در سفرنامه دوره تیموری خود از تهران توصیف می‌کند و از تهران به عنوان شهر یاد می‌کند.

کاوش‌های باستان‌شناسی در تهران متعلق به قاجار و صفوی است

او این ترانشه را نخستین گمانه‌زنی متعلق به دوره تیموری در تهران می‌داند و می‌گوید: این حاصل کاوش‌های کمتر از یک‌هفته‌ای است که در نوع خود ‌بی‌نظیر است. ما در کاوش باستان‌شناسی برنامه‌دار و هدفمند تقریباً از دوره قاجاری به صفوی رسیده‌ایم. به نظر می‌رسد اگر معاونت میراث فرهنگی ادامه کاوش‌ها را تبیین کند، می‌توان آن را نخستین نمونه از ساختار تاریخی شهر تهران دانست که در دل شهر تاریخی تهران باید حفظ شود.

افروند با اشاره به قرارگیری این ترانشه در نزدیک دیوار و باروی صفوی تهران و منطبق بر خیابان‌های مولوی و خیابان امیرکبیر و ری و خیام به عنوان مستنداتی خوب برای دوره صفوی، بیان می‌کند: پیش از این چند باستان‌شناس درمیدان ارگ بررسی مطالعاتی انجام داده‌اند، اما باستان‌شناسی دوران متأخر از تیموری و صفوی در این محدوده فقط به این سمت محدود می‌شود. از سوی دیگر همه‌ سایت‌های کاوش شده بسته شده و قابل دسترس نیستند، اما در صورت تبیین و دفاع باستان‌شناسان بدون وارد شدن خللی به آن‌ها می‌توانند حفظ شوند و حتی توسط پژوهشگران و مسئولان قابل بازدید باشند.

او با بیان این‌که تداخل چندین سازه  و ساختار معماری در این سایت کاوش، به هم پیوند خورده‌اند، می‌افزاید: جهت قرار گیری سازه اصلی جهت قرارگیری شهر تهران است و می‌تواند به موازات باروی صفوی باشد، از سوی دیگر نیاز به آن است که نتایج آزمایشگاه منتشر شود، هر چند اطلاعات باستان‌شناسی ما از این دوران بسیار اندک است.

چرا احداث زیرزمین در بازار تهران ممنوع است؟

او وجود آجرهای تیموری در کف این ترانشه را بسیار بااهمیت می‌داند و با بیان این‌که این نتایج می‌تواند اطلاعات باستان‌شناسی ما نسبت به شهر تهران را تغییر دهد، می‌گوید: این اطلاعات برای مورخین هنر و شهرسازی حائز اهمیت است، اطلاعاتی که این ترانشه در همین فضای محدود به ما می دهد، می‌تواند نگرش ما را نسبت به زیر سطح تهران تغییر دهد.

این باستان‌شناس تاکید می‌کند: ما نمی‌دانستیم چرا پیشکسوتان در گذشته احداث زیرزمین در منطقه تاریخی را ممنوع کرده بودند، اما امروز دیگر می‌دانیم علت آن چه بوده است، چون در قسمت تاریخی تهران علاوه بر آثار دوره صفوی و تیموری، آثار بسیار غنی از دوران پیش از تاریخ تهران در دوران نوسنگی بدون سفال تا نوسنگی با سفال و نوسنگی و شهرنشینی داریم.

سرپرست کاوش بازار حضرتی این بررسی مطالعاتی را قابل تکمیل شدن می‌داند و ادامه می‌دهد: حتی از دوران تاریخی و آغاز تاریخی هم در تهران آثاری داریم. در واقع با اطلاعاتی که پیدا می کنیم جدول گاهنگاری شهر تهران از امروز تا دوران نوسنگی بدون سفال در فلات مرکزی ایران اهمیت دارد.

او با تاکید بر این که در تپه قیطریه و نقاط دیگر، آثارِ هزاره اول وجود دارد، ادامه می‌دهد:  در آن محدوده و شعاعی که جوامع دیگر می‌توانستند رفت‌وآمد کنند، آثار زیست وجود دارد، بنابراین می‌توانیم در همین حوزه‌ وسیع، در خلال کاوش‌ها عملیات باستان‌شناسی انجام دهیم.

می‌دانیم اگر کسی در بازار گودبردای کند، به لایه‌های تاریخی آسیب می‌زند

وی در ادامه به توضیح روند عملیات کاوش در این مغازه در بازار حضرتی می‌پردازد و توضیح می‌دهد: با ایجاد ترانشه اول، آثار به اندازه‌ای که باید مهم جلوه نمی‌کردند، به‌هم ریختگی و نازل بودن آثار معماری وجود داشت، حتی به همکارانم اعلام کردم امکان جمع کردن ترانشه وجود دارد، چون به نظرم به اندازه کاوش در بازار صندوق‌سازان اهمیت نداشت. اما در زمان نوشتن گزارش و تحلیل اطلاعات روزانه کاوش، بار دیگر تصمیم گرفتم با توجه به فرصت موجود دست‌کم آثار دوره قاجار و احیانا دوره تیموری را بررسی کنم که بر تهران چه گذشته است؟

او با بیان این‌که با آغاز کار روی دومین ترانشه، به آثار با ارزشی برخورد کردند، ادامه می‌دهد: با این که می‌دانیم در این عمق و در دیدگاهی که به روشنایی نسبت به تاریخ تهران داریم، احتمالا می‌توانیم به آثار جدیدی برسیم، اما با کشف یافته‌هایی از دوران صفوی و تیموری کار را متوقف کردیم تا حداقل میراثی از معماری این دوره‌ها در اختیار داشته باشیم و آن را برای شهر تهران حفظ کنیم و الگویی برای مسئولان، پژوهشگران و متخصصان باشد.

این باستان‌شناس با اشاره به این کاوش، ادامه می‌دهد: از این به بعد معاونت میراث فرهنگی استان تهران می‌تواند دست پر نسبت به صدور مجوزهای خود اقدام کند، اکنون دیگر اطلاع داریم که هر کس قصد انجام گودبرداری عمیق را داشته باشد، به لایه‌های ارزشمند تاریخی و پیش از تاریخی تهران آسیب می‌زند.

او اضافه می‌کند: معتقدم بی‌زبان‌ترین و بی‌دفاع‌ترین میراث تمدنی بشر، محوطه‌های باستانی هستند، اگر مطالعات باستان شناسی در این مغازه انجام شود و آن به مرور کامل از بین برود، ظاهرا به کسی آسیب نمی‌رسد، اما تاریخ بشریت از یک مجموعه‌ آثار تاریخ و تمدن بشر برای همیشه محروم می‌شود. وقتی یک بنا روی سطح زمین است، همه آن را می‌بینند، اما وقتی زیر سطح زمین قرار دارد، فقط متخصصان می‌توانند زبان حال او و آثار باشند؛ این نکته و تفاوت بین دو بناست.

افروند با بیان این‌که اگر می‌گوییم دانش باستان‌شناسی مهجور واقع شده، در چنین نقاطی می‌توان آن را حفظ کرد، ادامه می‌دهد: در واقع این کار می‌تواند به بخشی کمک کند که جز باستان‌شناسان هیچ مدافعی ندارد.

نقطه‌ راهگشا در دل بازار تاریخی تهران

او در توضیح بخش دوم این سایت کوچک در دل بازار حضرتی تهران که در پشت مغازه قرار گرفته نیز می‌گوید: اگر بتوانیم آقای مالک را توجیه کنیم ، به نظرم ادامه کار در بخش پشتی می‌تواند راهگشا باشد، چون می‌توانیم کاربری و هویت این بخش از بازار را مشخص کنیم.

او ادامه می‌دهد: معتقد بودم  در این یخش باید شانس خود را برای رسیدن به اطلاعات کامل تر، بیشتر کنیم، اما عملا از دست‌مان خارج است، چون در این نقطه، سه چاه عمیق وجود دارد، در شرایطی که تنها نقطه‌ای که می‌توانستیم گمانه‌زنی کنیم، همین بخش – بخش پشتی مغازه- است.

وی اختلاف ارتفاع این‌ نقطه با قسمت جلویی مغازه را یک متر و ۱۰ سانتی متر بیان می‌کند و می‌افزاید: تا کنون یک دیواره متداول دوره قاجاری به دست آمده، و با توجه به ارزشمند بودن معماری در بخش جلویی بنا، دیگر دغدغه آن طرف را نداریم و چون معماری چینه‌ای یا خشتی با مصالح بومی و ریشه‌دار در بخش عقبی کاملا شناساست، می‌توانیم کاوش را تا خاک بکر ادامه دهیم.

او با بیان این که با پایان مستندسازی در این مرحله توسط یکی از معماران این محوطه‌ تاریخی که کار برداشت را انجام داده است، این گروه کاوش آثار خشتی را برمی‌دارد تا به لایه‌های زیرین برسد، اضافه می‌کند:  اگر در این نقطه آثار آجری به دست می‌آوردیم، شاید رفتارمان متفاوت بود. اما نگاه اولیه ما در طرح پژوهشی نوشته شده است. ما قصد پیگیری لایه‌های پیش از تاریخی را داریم که پیش از این در خیابان شهید اردستانی به دست آمده و لازم است که امتداد این دوره را ما در افق‌های پایین داشته باشیم و ببینیم تا کجا بُرد آثار وجود دارد.

افروند با بیان این‌که در لایه‌های زیرین بازار صندوق‌سازان سفال‌های دوره‌ پیش از تاریخی پیدا شده است، ادامه می‌دهد: این منطقه در فاصله بین خیابان شهید اردستانی و بازار صندوق‌سازان  قرار گرفته، بنابراین در این ترانشه وضعیت این محدوده را در ارتباط با دوران پیش از تاریخی واحیانا فاصله بین قاجاری تا پیش از تاریخی معلوم می‌کنیم.

معماری این منطقه، معماری حاشیه‌نشین‌های تهران بوده

او با تاکید بر این که تا امروز در سفال‌ها چیز خاصی به دست نیامده است، اظهار می‌کند: معماری این فضاها، معماری معمول حواشی یا حاشیه‌نشین‌های تهران است، معماری طبقه پایین با کاربری متوسط پایین جامعه است، از سوی دیگر اگر از نظر دکوراتیو، تزئینی، ظواهر این‌ها با آجرکاری و تزئینات گچ‌کاری باشد، اما درباره بنای خشتی تقریبا انتظارِ دیگری نداریم.

او مواد فرهنگی به دست‌آمده را کاشی‌هایی از دوره قاجار می‌داند و ادامه می‌دهد: حدس می‌زنیم برخی آثار مانند کاشی‌ها متعلق به دوره زند باشد و قطعات شیشه که به دست آورده‌ایم تکنیک‌های شیشه‌گری این دوران را می‌تواند معرفی کند و کاشی «نره» دوره قاجار نیز در یافته‌ها به دست آمده‌ است. اما هنوز در مورد چند تکه استخوان به‌دست‌آمده نمی‌دانیم متعلق به چه جانور یا حتی انسانی باشد.

 توجه شهردار تهران به باستان‌شناسی در دل تهران

سرپرست کاوش در بازار حضرتی تهران با بیان این که وجود چنین یافته‌های باستان‌شناسی در بازار تاریخی تهران، می‌تواند قابل تسری به همه مناطق باشد، می‌افزاید:‌ معماری در بخش پشتی مغازه در سطح نازلی قرار داد، یافته‌ها خشتی هستند، اما در ورودی مغازه یک معماری حجیم، دارای ابهت و کارکرد خاصی را در اختیار داریم، بنابراین وقتی می‌گوییم در شهر تهران، فقط نباید روی قاجار متمرکز شویم، به این دلیل است که این شهر قطعا آثار بیشتری در دل خود دارد.

او به فاصله‌ ۶۰۰ متری بازار حضرتی با بازار صندوق‌سازها از خیابانی شهید اردستانی در بازار تهران اشاره می‌کند و می‌گوید: به احتمال زیاد می‌توانیم در آن بازار نیز به یافته‌های مشابه دیگری دسترسی پیدا کنیم. در واقع این بحث را فرضیه کرده‌ایم تا برآن اساس کار را ادامه دهیم.

او همچنین درباره‌ اختصاص هزینه برای این کاوش اضطراری اظهار می‌کند: مالک مغازه پرداخت هزینه‌ها را تقبل کرده است. این اتفاق باید به دانش و آگاهی تبدیل شود. وقتی آقای شهردار می‌گوید موزه باستان‌شناسی تهران را ایجاد می‌کند، یعنی قطعا به وجود آثار تاریخی و حتی باستانی از دوره‌هایی مانند کلکولتیک و چشمه علی تا نوسنگی سفال در تهران آشنایی دارد.

سمیه ایمانیان – ایسنا

شیر بی یال و دمی به‌نام طنز تلویزیونی

سریال شمعدونی
محمد نادری و حسن معجونی در نمایی از سریال شمعدونی

بازیگر سریال «شمعدونی» و فیلم «پاستاریونی» معتقد است که در کار طنز باید این قابلیت وجود داشته باشد که با زبان خود نقد کند اما وقتی که محدود شود، یک شیر بی‌یال و دم و شکمی خواهد شد که جذابیت نخواهد داشت.

محمد نادری در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به وضعیت طنز در تلویزیون بیان کرد: افرادی که در کمدی تاثیرگذار بودند، کار خود را از تلویزیون شروع کردند و پیشینه تئاتری داشتند را دیگر در تلویزیون نمی‌بینیم که کاری انجام دهند. انگار کوچ کرده‌اند یا ناچار به کوچ شده‌اند و به دلیل اینکه دیدند شرایط کار برایشان خوب نیست، مدیوم تلویزیون را رها کرده‌اند.

او ادامه داد: برخی به رسانه‌های نمایش خانگی و سینما وارد شده‌اند؛ بنابراین الان تعداد محدودی باقی مانده است. مدیران تلویزیون باید فکر کنند که چه اتفاقی افتاد که رضا عطاران در تلویزیون کار نمی‌کند یا مهران مدیری کمتر فعالیت دارد.

بازیگر استندآپ کمدی «خندوانه» و نمایش «دورهمی» درباره مشکلات مالی تلویزیون بیان کرد: ما در فیلمنامه مشکل داریم که بخشی از آن به خاطر شرایط مالی است که برخی از نویسنده‌ها ناچار می‌شوند دو یا سه سریال را همزمان با هم کار کنند؛ بنابراین وقت خود را نمی‌توانند بر روی یک فیلمنامه بگذارند. همچنین ممیزی‌های صدا و سیما وجود دارد که بخشی از آن به چارچوب صداوسیما تعلق دارد و بخش دیگر این است که نمی‌توانیم با هر فردی شوخی کنیم به دلیل اینکه با هر کسی که شوخی می‌کنی، داد و قال یک طبقه اجتماعی و صنف درخواهد آمد. در نتیجه نمی‌توان با قومیت، طبقات اجتماعی، اصناف و شغل‌ها شوخی کرد؛ بنابراین کار طنز خنثی می‌شود؛ ضمن اینکه فضای کمدی در تمام دنیا نسبت به کارهای درام بازتر است. در کار طنز باید این قابلیت وجود داشته باشد که با زبان خود نقد کند اما وقتی که محدود شود، یک شیر بی‌یال و دم و شکمی خواهد شد که جذابیت نخواهد داشت.

نادری اضافه کرد: سینما فضای بازتری دارد و بسیاری ترجیح می‌دهند که کار طنز را در سینما انجام دهند تا به واقعیت‌های اجتماعی ما نزدیک‌تر باشد. مردم خود را به دلیل محدودیت‌هایی که در تلویزیون وجود دارد، بیشتر در سینما یا تئاتر می‌بینند تا در تلویزیون. بسیاری از زندگی‌هایی که در تلویزیون و سریال‌ها ترسیم می‌شود، معمولا سنخیتی با زندگی مردم ندارد. این مسائل شاید دلایلی باشد که باعث می‌شود سریال خوب طنز مثل سابق نبینیم.

ستاره‌های سینما و تئاتر که خاموش شدند

ستاره‌های سینما و تئاتر که خاموش شدند

برتولوچی

سینما و تئاتر جهان در سال ۲۰۱۸ در سوگ چندین ستاره پرفروغ‌ خود نشست.

به گزارش ایسنا، در سال جاری میلادی چهره‌هایی همچون «برناردو برتولوچی» و «میلوش فورمن» تا «نیل سایمون» نمایشنامه‌نویس شهیر آمریکایی از دنیا رفتند.

در ادامه نگاهی داریم به چهره‌های درگذشته سینما و تئاتر جهان در سال ۲۰۱۸.

میلوش فورمن

«میلوش فورمن» کارگردان بزرگ سینمای جهان ۱۳ آوریل ۲۰۱۸ در سن ۸۶ سالگی درگذشت. او را که متولد هجدهم فوریه ۱۹۳۲ در چک‌واسلواکی سابق بود می‌توان سرشناس‌ترین چهره سینمایی جمهوری چک نامید که دوبار موفق به کسب جایزه اسکار بهترین کارگردانی شد. اولین موفقیت چشمگیر او در سال ۱۹۷۵ رقم خورد؛ زمانی‌که با اقتباس از رمان «کن کیسی»، فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» با بازی «جک نیکلسون» را ساخت و توانست با این فیلم پنج جایزه‌ی اسکار، از جمله بهترین کارگردانی را به‌دست آورد. «آمادئوس» (۱۹۸۴) دیگر شاهکار «فورمن» است که هشت جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی را برای او به‌همراه آورد. «فورمن» در طول دوران فعالیت سینمایی خود ۱۸ فیلم بلند ساخته است و از جمله دیگر ساخته‌های او می‌توان به ««مردم علیه لری فلینت»، «اشباح مونیخ»، «رگتایم»، «والمونت» و «پیتر سیاه» اشاره کرد. آخرین ساخته او با عنوان «محبوب» در سال ۲۰۱۱ اکران شد.

میلوش فورمن

برناردو برتولوچی

«برناردو برتولوچی» از بزرگ‌ترین کارگردان سینمای جهان و از کارگردانان نئورئالیست ایتالیا به‌شمار می‌رود که با ورود به سینما در چند فیلم دستیار کارگردانان سرشناس ایتالیا، ازجمله «پازولینی» بود. «برتولوچی» برای فیلم‌های «آخرین تانگو در پاریس» و «آخرین امپراتور» کاندیدای جایزه‌ اسکار شد. این چهره تاثیرگذار سینما در تاریخ ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ در سن ۷۷ سالگی چشم از جهان فروبست. او در سال ۱۹۸۷ با فیلم «آخرین امپراتور» برنده ۹ جایزه اسکار شد و جایزه‌ بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دریافت کرد. «برتولوچی» که دو بار در سال‌های ۱۹۹۶ و ۱۹۸۱ نامزد نخل طلای کن بود، با فیلم «آخرین امپراتور» جایزه‌ بهترین فیلم خارجی سزار فرانسه و جایزه‌ ویژه‌ هیات داوران جوایز فیلم اروپا را گرفت و در سال ۱۹۹۷ یوزپلنگ افتخاری لوکارنو و در سال ۲۰۰۷ شیر طلای افتخاری ونیز را کسب کرد. «پیش از انقلاب» (۱۹۶۴)، «جاده نفت» (۱۹۶۵)، «عشق و خشم» (۱۹۶۹)، «دنباله‌رو» (۱۹۷۰)، «۱۹۰۰» (۱۹۷۶)، «ماه» (۱۹۷۹)، «آسمان سرپناه» (۱۹۹۰)، «بودای کوچک» (۱۹۹۳)، «زیبایی ربوده‌شده» (۱۹۹۶)، «محصور» (۱۹۹۸)، یک اپیزود از فیلم «دقایق مرده: ویولون‌سل» (۲۰۰۲) و «رویابین‌ها» (۲۰۰۳) از دیگر آثار «برناردو برتولوچی» محسوب می‌شوند.

برناردو برتولوچی

ویلیام گلدمن

«ویلیام گُلدمن» رمان‌نویس و فیلمنامه‌نویس برنده دو جایزه اسکار نیز از مهم‌ترین چهره‌های ادبی درگذشته در سال ۲۰۱۸ است که در تاریخ ۱۶ نوامبر در سن ۸۷ سالگی چشم از جهان فروبست. این نویسنده آمریکایی بیشتر برای نگارش فیلم‌نامه‌های «بوچ کسیدی و ساندنس کید»، «همه مردان رئیس‌جمهور» و «عروس شاهزاده» شناخته شده است و یکی از چهره‌های کلیدی موج نو سینمای هالیوود (هالیوود نو) بود که با مجموعه‌ای از چندین فیلم شاخص، انقلابی در صنعت سینمای آمریکا ایجاد کردند. او که متولد سال ۱۹۳۱ در شهر شیکاگو است به صورت متناوب رمان و فیلمنامه‌ می‌نوشت و در سال ۱۹۶۹ فیلمنامه «بوچ کسیدی و ساندنس کید» را به عنوان اولین فیلمنامه اصلی (اوریجینال) نوشت که با بازی «پل نیومن» همراه شد و اولین جایزه اسکار بهترین فیملنامه اصلی را برایش به ارمغان آورد. او دومین جایزه اسکار خود را هم در سال ۱۹۷۷ برای فیلم «همه مردان رئیس‌جمهور» در شاخه بهترین فیلمنامه اقتباسی کسب کرد. کتاب «ماجراهایی در تجارت سینما» درباره سینمای دهه ۱۹۷۰ هالیوود و همچنین دو کتاب خاطرات با عنوان‌های «هایپ اند گلوری» و «من چه دروغی گفتم؟» از دیگر آثار «ویلیام گُلدمن» هستند.

ویلیام گلدمن

سری‌دیوی

«سری‌دیوی کاپور» سوپراستار ۵۴ ساله بالیوودی در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۸ بر اثر از دست دادن هوشیاری در وان حمام هتل محل اقامتش و غرق شدن از دنیا رفت. او که بازی در فیلم‌های کلاسیک‌ بالیوودی چون «آقای هند»،‌ «مهتاب» و «حیله‌گر» را در کارنامه سینمایی‌اش دارد از معدود سوپراستارهای هالیوودی است که فیلم‌هایش بدون حضور نقش اصلی قهرمان مرد هم  قابلیت فروش بسیار زیادی در گیشه داشت. «سری‌دیوی» پس از چند دهه حضور درخشان در بالیوود در سال ۱۹۹۷ پس از اکران فیلمش با عنوان «جدایی» تصمیم گرفت برای مدتی از سینما فاصله بگیرد و دوباره در سال ۲۰۱۲ با فیلم «اینگلیش وینگیلیش» به سینما بازگشت و در سال ۲۰۱۳ با دریافت نشان افتخاری از سوی دولت هند مورد تقدیر قرار گرفت.

سری دیوی

استن لی 

«استن لی» نویسنده مجموعه کتاب‌های مصور مارول که با خلق شخصیت‌هایی چون «مرد عنکبوتی»، «مرد آهنی»، «مردان ایکس» و «چهار شگفت‌انگیز» به سینمای ابرقهرمانی جان بخشید، ۱۲ نوامبر امسال در ۹۵ سالگی درگذشت. او با همکاری چند هنرمند دیگر از جمله «جک کربی» و «استیو دیتکو» شخصیت‌های کمیک زیادی را با عنوان مجموعه کتاب‌های مصور مارول خلق کردند که از آن جمله می‌توان به «مرد عنکبوتی»، «هالک»، «مردان ایکس»، «ثور»، «بلک پنتر»، «کاپیتان آمریکا» و «انتقام‌جویان» اشاره کرد که همه این داستان‌ها در سینما مورد اقتباس قرار گرفت و فیلم‌های موفق و پرفروشی بر اساس آن‌ها ساخته شد. گرچه «استن لی» در سال ۱۹۷۲ و پس از تغییرات مدیریتی، کمپانی مارول را ترک کرد اما تا آخر عمر به عنوان رئیس بازنشسته این کمپانی شناخته می‌شد و در بسیاری از فیلم‌هایی که بر اساس رمان‌های مصور مارول  ساخته می‌شد، در نقش‌های کوتاهی مقابل دوربین می‌رفت.

استن لی

پاتریشیا موریسون

«پاتریشیا موریسون» بازیگر پیشکسوت هالیوودی نیز دیگر سینماگری بود که امسال در سن ۱۰۳ سالگی درگذشت. او در نمایش موزیکال معروف «مرا ببوس کیت» در نقش «دیوا» و در نمایش «پادشاه و من» در نقش مقابل «یول برینر» بازی می‌کرد و سابقه بازی مقابل «اسپنر تریسی» و «کاترین هپبورن» را نیز داشت، بر اثر کهولت سن در خانه‌اش در لس‌آنجلس درگذشت. «موریسون» اولین فیلم سینمایی خود را در سال ۱۹۳۹ با عنوان «افراد در نهانگاه» بازی کرد و در سال ۱۹۴۳ در نقش «امپرس یوجین» در فیلم «آوای برنادت» و در در نقش مقابل «جان گارفیلد» در تریلر هیجانی «سقوط گنجشک» نیز بازی کرد. از دیگر فیلم‌های معروف با بازی «پاتریشیا موریسون» می‌توان به «آماده برای کشتن»، «هیتلر مرد دیوانه» و «بوسه مرگ» اشاره کرد.

پاتریشیا موریسون

نیل سایمون

«نیل سایمون» نمایشنامه‌نویس برنده جایزه پولیتزر و از بزرگترین نمایشنامه‌نویسان تاریخ آمریکا که با آثار کمدی‌اش چون «زوج ناجور»، «پابرهنه در پارک»، «پسران آفتاب» و «مرور کردن خاطرات ساحل» نام خود را به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ آمریکا و تئاتر برادوی ماندگار کرده بود،  ۲۶ اوت امسال در بیمارستانی در شهر نیویورک و بر اثر عوارض ناشی از ابتلا به بیماری ذات‌الریه در سن ۹۱ سالگی از دنیا رفت. با مروری بر آثار و نمایشنامه‌های نوشته «نیل سایمون» چون «پابرهنه در پارک»، «زوج ناجور»، «چریتی شیرین»، «عاقبت عشاق سینه‌چاک»، «زندانی خیابان دوم»، «مرور کردن خاطرات ساحل»، «گمشده در یانکر» و «خندیدن در طبقه بیست و سوم» با فهرستی از برجسته‌ترین آثار کمدی اواخر قرن بیستم میلادی در آمریکا روبه‌رو می‌شویم. «سایمون» در طول دوران فعالیت خود بیش از ۳۰ نمایشنامه نوشت و ۱۶ بار نامزد جایزه تونی مهم‌ترین جایزه در عرصه تئاتر شد و سه بار نیز این جایزه را برای بهترین نمایشنامه دریافت کرد. او همچنین در سال ۱۹۹۱ برای نگارش نمایشنامه «گمشده در یانکر» جایزه پولیتزر نمایشنامه را به خود اختصاص داد. کسب چهار نامزدی در جوایز سینمایی اسکار  و همچنین جایزه «مارک تواین» تنها بخشی از افتخارات پرشمار «نیل سایمون» محسوب می‌شود.

نیل سایمون

میشل کری

میشل کِری» همبازی «جان وِین» در فیلم «ال‌دورادو» و «الویس پریسلی» در فیلم «کمی زندگی کن کمی عشق بورز» نیز از چهره‌های برجسته درگذشته سینما در سال جاری میلادی بود. او در سال ۱۹۶۸ در فیلم «سواری شیرین» و در سال ۱۹۷۰ در فیلم «مگی کثیف» در نقش مقابل «فرانک سیناترا» ایفای نقش کرد. «کری» در فیلم «ال‌دورادو» اثر کارگردان شاخص سینما «هوارد هاوکس» در نقش زنی سرکش با نام «جویی مک‌دانلد» ظاهر شد و پس از آن در فیلم «مردی به نام می‌سی‌سی‌پی» در کنار «جان وین» بازی کرد. «تغییرات»(۱۹۶۹)، «حیوانات»(۱۹۷۰)، «جان جنجالی»(۱۹۷۱)، «گروه کُر»(۱۹۷۷) و «در سایه کلیمانجارو» (۱۹۸۶) از جمله دیگر نقش‌آفرینی‌های این بازیگر ۷۵ ساله بودند.

میشل کری

مترجم: حسین شایسته – ایسنا

چه خبر از گالری‌های تهران؟

چه خبر از گالری‌های تهران؟

نمایشگاه آثار علی اکبر صادقی
عکس تزئینی است

تعطیلات آخر هفته که معمولا در پایتخت با بازگشایی نمایشگاه‌های هنری همراه است، فرصتی را برای علاقه‌مندان فراهم می‌کند تا بخشی از وقت خود را به بازدید از گالری‌ها و موزه‌ها اختصاص دهند. ایسنا در این گزارش مروری دارد بر برخی نمایشگاه‌ها که در این ایام برقرار هستند.

گالری پردیس ملت

۳۲ هنرمند زن، ۵۰ اثر خود را با عنوان «زمان، مکان، خاطره» در گالری پردیس ملت به نمایش می‌گذارند. این نمایشگاه از ساعت ۱۶ تا ۲۱ روز جمعه ۷ دی ماه در گالری پردیس ملت افتتاح می‌شود.

علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می‌توانند همه روزه تا ۳۰ دی ماه، از ساعت ۱۱ تا  ۲۰ به گالری پردیس ملت واقع در خیابان ولی‌عصر(عج)، بزرگ‌راه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(نیایش)، روبه‌روی بزرگراه کردستان، پردیس سینمایی ملت، طبقه منفی ۲ مراجعه  یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۲۳۱۶۱۴۹ تماس بگیرند.

حوزه هنری

نمایشگاه آثار خوش‌نویسی و تذهیب گروهی از هنرمندان حوزه هنری مازندران با موضوع «هنر از نگاه شهید مرتضی آوینی» با نام «قافله قلم» در گالری ابوالفضل عالی افتتاح شده است. علاقه‌مندان برای تماشای این آثار می‌توانند همه روزه به جز روزهای تعطیل با مراجعه به گالری ابوالفضل عالی به نشانی خیابان سمیه نرسیده به پل حافظ از ساعت ۹ الی ۱۸ مراجعه کنند.

متن تمامی آثار این نمایشگاه از بیانات سید شهیدان اهل قلم «سید مرتضی آوینی» است که با قلم خوشنویسان مازندرانی نگاشته شده است.

گالری ساربان

نمایشگاه نقاشی‌های سعید رفیعی‌ منفرد با عنوان «انطباق» در گالری ساربان افتتاح می‌شود. رفیعی‌منفرد متولد سال ۱۳۵۰ و دانش‌آموخته نقاشی است، ۱۱ نمایشگاه انفرادی برگزار کرده و در بیش از ۷۰ نمایشگاه گروهی نیز حضور داشته است.

نمایشگاه انطباق تا روز دوشنبه ۱۷ دی‌ ماه ادامه خواهد داشت. علاقمندان برای بازدید از آثار می‌توانند همه روزه به جز سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۶ تا ۲۰ به گالری ساربان به نشانی سهروردی شمالی، هویزه غربی، نبش خیابان یوسفی، پلاک۱۳۰ مراجعه کنند.

گالری فرشته

آیین افتتاحیه نمایشگاه «شاید فردا» با مجموعه آثاری از کمال‌الدین قطب، عصر جمعه هفتم دی ماه ساعت ۱۶ در گالری فرشته برگزار خواهد شد.

گالری فرشته به مدت ۱۰ روز و تا هجدهم دی‌ماه میزبان علاقمندان برای بازدید از این نمایشگاه خواهد بود.

گالری گلستان

گالری گلستان نیز ۷ دی‌ماه میزبان نمایشگاه نقاشی‌های آبرنگ محمود سمندریان می شود. علاقه‌مندان می‌توانند برای بازدید از این نمایشگاه جمعه تا سه‌شنبه از ساعت ۱۶ تا ۲۰ و چهارشنبه‌ها از ساعت ۱۶ تا ۱۹ به گالری گلستان واقع در دروس، خیابان کماسایی، پلاک ۳۴ مراجعه کنند. این نمایشگاه تا چهارشنبه (۱۲ دی‌ماه) برقرار خواهد بود.

خانه هنرمندان ایران

نمایشگاه سالانه‌ آثار انجمن هنرمندان سفالگر در خانه‌ هنرمندان افتتاح شده است. این نمایشگاه که «انبساط» نام دارد، به کیوریتوری بهزاد اژدری، رجحانه حسینی، مجید ضیایی و امید قجریان به صورت مستقل در چهار گالری پاییز، زمستان، ممیز و میرمیران در حال برگزاری است. این نمایشگاه تا ۱۱ دی‌ ماه ادامه خواهد داشت. علاقمندان می‌توانند برای تماشای آثار همه روزه به‌جز شنبه‌ها به خانه هنرمندان به نشانی خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی مراجعه کنند

مشتی بودن در قالب طنز

آرمین قاسم‌زاده در گفت‌وگویی با ایسنا درباره ساختار برنامه «مشتی باش» که مدتی از شبکه خراسان راهی آنتن می‌شود و قرار است به‌زودی نیز از شبکه شما پخش شود، اظهار کرد: این برنامه یک تاک‌شوی طنز تلویزیونی است که در ۵۲ قسمت ۵۵ دقیقه‌ای و با اجرای شاهین جمشیدی تولید می‌شود.

او درباره نحوه انتخاب مهمان‌های برنامه نیز توضیح داد: مهمان‌هایی که از آنها برای حضور در برنامه دعوت می‌کنیم افرادی هستند که اطرافیانشان به خوبی و نیکی از آنها یاد می‌کنند؛ البته نمی‌توانیم منکر شویم که به چهره‌ها نیاز نداریم؛ چراکه به هر حال آنها می‌توانند به برنامه رنگ و لعاب بیشتری بدهند، اما چهره‌هایی را انتخاب می‌کنیم که مردم از آنها خاطرات خوب دارند و اطرافیان و همکارانشان نیز به خوبی از آنها یاد می‌کنند. در واقع می‌توان گفت که به طور کلی نیمی از مهمانان برنامه مشهور هستند و نیمی دیگر مشهور نیستند، اما در حوزه کاری‌شان شناخته شده هستند.

قاسم‌زاده هدف اصلی برنامه «مشتی‌باش» را ترویج انسانیت برشمرد و یادآور شد: هدف اصلی ما در برنامه «مشتی باش» همان‌طور که از اسم برنامه نیز مشخص است ترویج و تبلیغ انسانیت و مشتی بودن در قالب طنز است. در این برنامه به موضوعاتی همچون دروغ، مسئولیت‌پذیری، فضای مجازی، خودسانسوری، ورزش، مسافرت و گردشگری، ریاکاری، دوستی، الگوبرداری و … می‌پردازیم. این موضوعات به نوعی برگرفته از موضوعات دینی و کرامت انسانی است، ولی ما در برنامه نگاه مذهبی به این موضوعات نداریم و در ساختار اجتماعی و زبان طنز به آنها می‌پردازیم.

۳ بازیگر زن مقابل دوربین «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» رفتند

با ادامه فیلمبرداری «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» به کارگردانی مسعود فرجام و تهیه کنندگی پیمان راد در تهران، سه بازیگر زن جوان مقابل دوربین این فیلم سینمایی رفتند.

در ادامه فیلمبرداری فیلم سینمایی «فریدِ؟ میگه ساعت هشت»، روشنک گرامی، الهه افشاری و آزاده سدیری مقابل دوربین رفتند. پیشتر صحنه هایی از این فیلم با حضور آذرخش فراهانی و سام حسامی جلوی دوربین رفته بود.

پیمان راد تهیه کننده این فیلم پیش از این اعلام کرده بود، «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» حال و هوایی اجتماعی و جوانانه دارد و قصه آن، روایت و برشی از ۲ شب زندگی پنج جوان است که براساس تصمیم ها و انتخاب های غلط سرنوشت نافرجامی را برای خود رقم می زنند.

تمامی صحنه های این فیلم در شب رخ می دهد و گروه سازنده از جمعه ۳۰ آذر ماه، پس از پشت سر گذاشتن جلسات فیلمبرداری در بوستان جنگلی کوهسار، فیلمبرداری این فیلم را در لوکیشن ثابت این پروژه در خانه ای قدیمی دنبال می کنند.

«فریدِ؟ میگه ساعت هشت» با سرمایه گذاری بخش خصوصی تولید می شود و تمامی صحنه های آن در تهران مقابل دوربین خواهد رفت و پیش بینی می شود تا اواسط دی ماه فیلمبرداری آن ادامه داشته باشد.

عباس رافعی در مقام مشاور پروژه، این فیلم را همراهی می کند.

امیر پرهیزکار: مجری طرح، علیرضا رضایی: مدیر تولید، شاهین غلامرضایی: برنامه ریز، امیر کرباسچی: دستیار اول کارگردان، نرگس امتیازی و وحید عزیزی: گروه کارگردانی، سعید براتی: فیلمبردار، حسین مجد: طراح صحنه، پردیس رافعی: طراح لباس، مسعود شاهوردی: صدابردار، مهرداد قلی پور: طراح چهره پردازی، جواد حقیقی: آهنگساز، حسن ایزدی: جلوه‌های ویژه، سیما محمدی: عکاس، مهسا بهشتی: فیلمبردار پشت صحنه و قربان صادقی: مدیر تدارکات از دیگر عوامل این فیلم هستند.

تصویربرداری «دنگ و فنگ روزگار» به طرشت رسید/ پیوستن بازیگران جدید

تصویربرداری «دنگ و فنگ روزگار» به کارگردانی جواد مزدآبادی به طرشت رسید.

تصویربرداری سریال «دنگ و فنگ روزگار» به کارگردانی جواد مزدآبادی و امیر طالبی کاشانی این روزها در منطقه طرشت ادامه دارد و قرار است تا ۲ هفته ضبط و تصویربرداری کار در همین منطقه انجام شود.

گروه این روزها به صورت روزکار در حال فعالیت هستند و در لوکیشن مغازه یکی از شخصیت های سریال به نام اردشیر با بازی محمد نادری مشغول به کارند. از جمله بازیگرانی که این روزها جلوی دوربین هستند می توان به محمد نادری، سیروس گرجستانی، سینا رازانی و غلامرضا نیکخواه اشاره کرد.

به زودی نیز قرار است بازیگران دیگری به این مجموعه اضافه شوند و جلوی دوربین این سریال طنز بروند.

داستان «دنگ و فنگ روزگار» به ارتباط دو دوست با بازی محمد نادری و سیروس گرجستانی برمی گردد. این دو طی شراکتی دچار مشکلاتی می شوند که ناچار هستند طی سال ها این مشکلات را پنهان کنند. همین مساله باعث رقم خوردن اتفاقات مختلف طنز می شود.

این مجموعه تلویزیونی در بیش از ۷۰ لوکیشن در تهران تصویربرداری خواهد شد، لوکیشنی در شهرری، مجموعه بیمارستانی در منطقه چیتگر و ولنجک از دیگر لوکیشن‌های این سریال هستند.

بیژن بنفشه خواه، سیروس گرجستانی، محمد نادری، نیما شاهرخ شاهی، محمد فیلی، غلامرضا نیکخواه، امیر غفارمنش، ساعد هدایتی، شیرین آقارضا کاشی، پانته آ مهدی نیا، سینا رازانی، زهرا داوود نژاد، مهری آل آقا، مریم شاه ولی، مینا نوروزی، ساقی زینتی، بیتا خردمند، عباس محبوب، طاهر علایی، فریده دریامج، ژیار محمدزاده، ساره صحرایی، ستاره صحرایی و … از جمله بازیگران «دنگ و فنگ روزگار» هستند.

صندوق اعتباری هنر امسال فرد جدیدی را بیمه نمی‌کند/ ثبت‌نام سال ۹۸

صندوق اعتباری هنر اعلام کرد در سالجاری دیگر فرصت ثبت نامه برای بیمه درمان تکمیلی فراهم نیست و پرونده های جدید تیرماه سال بعد ثبت نام می شوند.

با توجه به اینکه فرصت نام نویسی بیمه درمان تکمیلی ویژه هنرمندان در صندوق اعتباری هنر به پایان رسیده، این صندوق فرصت مجددی برای اعضایش ایجاد کرد ولی برای ثبت نام اعضای جدید در سال جاری فرصتی فراهم نشده است.

«نام‌نویسی بیمه درمان تکمیلی ویژه هنرمندان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران کشور همچون سالیان گذشته از طریق صندوق اعتباری هنر از روز سه شنبه ۱۲ تیرماه به مدت ۱۰ روز در پایگاه اطلاع‌رسانی این صندوق انجام شد و بنا به تقاضای اعضای صندوق اعتباری هنر فرصت دیگری نیز مجدداً بدین منظور اختصاص یافت.

بدیهی است حسب ضوابط و مقررات موجود و بر اساس عقد قرارداد با شرکت بیمه امکان پیوستن فرد جدید در سال جاری مقدور نیست.

همه اعضا و صنوف می توانند از فرصت نام نویسی بیمه تکمیلی سال ۹۸-۹۹ که در تیرماه آینده اعلام خواهد شد بهره مند شوند.

لازم به تاکید است: خدمات بیمه تکمیلی این دوره از تاریخ ۹۷/۴/۱ تا ۹۸/۳/۳۱ برقرار خواهد بود.»

ارکستر ملی «شب موسیقی آذربایجان» را برگزار می‌کند

ارکستر ملی ایران پس از برگزاری کنسرت یادمان علی تجویدی اجرای جدیدی را روز چهارشنبه ۲۶ دی ماه به رهبری مهمان وحید علیپور برگزار می کند.
ارکستر ملی ایران به مدیریت هنری فریدون شهبازیان پس از برگزاری کنسرت یادمان استاد علی تجویدی که هفته گذشته به خوانندگی علی اصغر شاهزیدی و حسین علیشاپور در تالار وحدت تهران برگزار شد، اجرای جدیدی را روز چهارشنبه ۲۶ دی ماه به رهبری مهمان وحید علیپور برپا خواهد کرد. در این کنسرت فریدون شهبازبان به عنوان مشاور هنری و رشید وطن دوست به عنوان خواننده حضور دارند.
در اجرای پیش روی ارکستر ملی که با عنوان «شب موسیقی آذربایجان» به مخاطبان ارایه می شود، جابر اطاعتی به عنوان سولیست کمانچه حضور دارد. این در حالی است که در این کنسرت قطعاتی چون «قرنفیل»، «فانتزی کمانچه»، «لزگی»، «عسگرین نغمه سی»، «رونما»، «قایطاقی»، «تزگل»، «آیریلیق»، «سندگالماز»، «قزلرین رقصی»، «سوگلیم» برای مخاطبان اجرا می شود.
وحید علیپور از جمله هنرمندان ایرانی فعال موسیقی کشورمان است که طی سال های گذشته همکاری های متعددی با هنرمندان موسیقی کشور آذربایجان داشته است. وی مرداد ماه سال ۹۷ همراه با ارکستر فیلارمونیک باکو کنسرتی را در تالار وحدت تهران رهبری کرده بود.

«بچه مهندس» را به آب نمی‌بندیم

حسن وارسته نویسنده سریال «بچه مهندس» که این روزها در حال تصویربرداری است بیان کرد که تاکنون سه قسمت از فاز سوم آن نوشته شده است.
سریال «بچه مهندس» به کارگردانی علی غفاری و تهیه‌کنندگی سعید سعدی این روزها در حال تصویربرداری است تا فاز دوم آن از هشت دی ماه روی آنتن شبکه ۲ سیما برود.
حسن وارسته نویسنده فاز دوم و سوم این سریال درباره نگارش آن گفت: تاکنون سه قسمت از فاز سوم این سریال به طور کامل به نگارش درآمده است.
وی ادامه داد: همچنین در تلاشیم تا بتوانیم حدود هفت تا هشت قسمت از فاز سوم این سریال را تا پایان دی ماه به نگارش درآوریم.
وارسته در پایان با اشاره به قسمت‌های فاز سوم «بچه مهندس» اظهار کرد: طراحی تعداد قسمت‌های فاز سوم بین ۲۰ تا ۳۰ قسمت پیش‌بینی شده اما تلاش ما این است که قصه خوبی از کار دربیاوریم و بنا نداریم آن را آب ببندیم بنابراین تا جایی که قصه ما کشش داشته باشد آن را ادامه می‌دهیم.
قصه فاز سه «بچه مهندس» به جوانی شخصیت جواد مربوط می‌شود که به سال‌های آخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ می‌رسد. او در دوره جوانی خود وارد دانشگاه می‌شود و داستان‌های این فاز با دانشگاه، شغل، هویت جوانی، عشق و مسایل این دوران ارتباط پیدا می‌کند.
فاز اول این مجموعه تلویزیونی رمضان ۹۷ از شبکه دو سیما روانه آنتن شد و قرار است فاز دوم بعد از مجموعه «بی قرار ۲» و از هشتم دی ماه روانه آنتن شود.

ابهام در حمایت ویژه سازمان سینمایی از سه فیلمساز

بنابر جدول منتشر شده از سوی بنیاد سینمایی فارابی، طی ۱۵ ماه گذشته، سه فیملساز به‌صورت ویژه با دستور رییس وقت سازمان سینمایی، تسهیلات دریافت کرده‌اند.
۳۰ آذر ماه با انتشار گزارشی از سوی بنیاد سینمایی فارابی از زیرمجموعه‌های سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آن فهرست دریافت کنندگان وام از «صندوق کارآفرینی امید» آورده شده بود در چند مورد ابهاماتی ایجاد شده است که از آن جمله می‌توان به وام دولتی برای توسعه موسسه آموزشی مسعود جعفری جوزانی اشاره کرد.
در این جدول در ردیف «معرفی شده توسط» سه بار نام سازمان امور سینمایی آمده است که عبارتند از معرفی امید عشقی برای فیلم «گنج سرخ» رقم ۱۰۰ میلیون تومان، نرگس آبیار برای فیلم «نفس» رقم ۱۵۰ میلیون تومان و مسعود جعفری جوزانی برای توسعه موسسه آموزشی اش مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان.
در توضیح این جدول آمده است که رقم ارایه شده به نرگس آبیار برای معرفی فیلمش به اعضای آکادمی اسکار، هزینه‌های معرفی و تبلیغات فیلم بوده است. همچنین در توضیح وام ۳۰۰ میلیون تومانی جعفری جوزانی آمده است که از سوی سازمان سینمایی نسبت به دریافت وام اقدام کرده است.
در پیگیری موضوع و توضیح جدول ارایه شده از سوی فارابی، این توضیح آمده که پروژه‌های این جدول به استثنای آن سه مورد برای دریافت مشارکت فارابی به شوراهای تخصصی فارابی ارایه شده بودند ولی در نهایت موفق به قانع کردن شوراها برای مشارکت نشده‌اند ولی برای دریافت وام به صندوق اعتباری هنر معرفی شده و شورای تخصصی صندوق برای ارایه وام قانع شده است.
درباره سه مورد که از سوی سازمان سینمایی معرفی شده اند این روند به گونه‌ای دیگر طی شده و معرفی‌شدگان مستقیم از سوی سازمان سینمایی و مدیریت وقت این سازمان به صندوق اعتباری هنر معرفی شده اند.
اما در جستجویی در اینترنت و برای آشنایی بیشتر با امید عشقی که از سوی سازمان سینمایی برای دریافت وام معرفی شده است به گفتگویی از وی در اردیبهشت سال ۹۱ در سایت گنابادنیوز برمی‌خوریم که در آنجا از فیلمنامه خود با نام «طلای سرخ» نام برده است. در پایان این گفتگو آمده است: «نویسنده «طلای سرخ» در پایان با تشکر از علیرضا رئیسیان و انجمن تهیه‌کنندگان، خاطرنشان کرد: تا کنون مجلس و وزارت ارشاد، معاونت سینمایی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، همچنین اتحادیه صادر کنندگان زعفران از این پروژه حمایت کرده‌اند و برخی از آن‌ها، این فیلم را پروژه ملی نامیده‌اند.»
در همه این سال‌ها خبری از این پروژه که به گفته کارگردان حمایت مجلس و وزارت ارشاد و معاونت سینمایی و مرکز گسترش و اتحادیه صادرکنندگان را داشته است، نبود تا اینکه در اسفندسال ۹۳ سایت تابناک گفتگویی بلند با امید عشقی انجام داد. وی در بخشی از این گفتگو درباره دلایل ساخته نشدن این پروژه گفته بود: «مسئول دفتر آقای ایوبی دلیل عدم صدور پروانه برای ما را طرح شکایت از سوی یک فیلمساز با اتهام سرقت ادبی فیلمنامه بر علیه بنده بیان فرمودند و ادعا نمودند که برگه ثبت فیلمنامه متحد الشکلی در یک تاریخ برابر با ما دارند! سازمان به هیچکدام پروانه نمی دهد تا دادگاه صالحه، محق را معرفی کند!»
وی همچنین گفته بود: «آن طور که مطلع شدم نمایندگان یکی از اصناف حاضر در شورا با صدور پروانه ما مخالفت دارند. از طریق بازرسی وزارت ارشاد اقدام نموده، همچنین شکایاتی به دستگاه‌های نظارتی دیگر ارائه نموده ام. بنده تا حصول نتیجه که اخذ پروانه پیگیری‌ام را ادامه خواهم داد و مستنداتم را به هر کجا که لازم باشد ارائه خواهم نمود.»
و اما در جستجویی در فضای مجازی درباره فیلم «گنج سرخ» به عکس‌هایی می رسیم که نشان از این دارد که فیلم پیش از این جلوی دوربین رفته است و حال باید دید مبلغ وام برای چه بخشی از کار و با دستور مستقیم سازمان سینمایی به این پروژه داده شده است؟
همچنین با جدا شدن محمود فلاح از تهیه‌کنندگی این اثر در همان سال ۹۱، مشخص نشده این پروژه با نام کدام تهیه‌کننده جلوی دوربین رفته است.

انیمیشن «گل و زنبور» تولید می‌شود

انیمیشن کوتاه «گل و زنبور» با نگاه به تعامل فرهنگی با جهان، به کارگردانی امیرمسعود علمداری در مسیر تولید قرار گرفت.
امیرمسعود علمداری که کارگردانی انیمیشن «گل و زنبور» را در دست کارگردانی دارد درباره این تجربه گفت: این اثر با مخاطب جهانی و برای حضور در جشنواره‌های داخلی و خارجی در مدت زمان ۷ دقیقه‌ در چهار اپیزود ساخته می شود و نگاهی به یک اتفاق ساده دارد.
وی ادامه داد: فیلمنامه‌ای به قلم فاطمه داوودی از همکارانم به دستم رسید و نظرم را جلب کرد و تصمیم گرفتم تا آن را کارگردانی کنم.
علمداری با اشاره به اینکه موضوع اثر به یک اتفاق ساده اشاره دارد، توضیح داد: یک اتفاق توسط یک نقاش دیده می شود و سپس ماجراهایی در خیال او جان می‌گیرد. در هر اپیزود ماجرایی واقعی از دیدگاه‌های مختلف و مکتب‌های ادبی- هنری تعبیر می‌شود و قرار گرفتن تعابیر مختلف در کنار هم، ضمن نشان دادن نگاه‌های مختلف یا واگرایی‌های فرهنگی جهان، به همگرایی فرهنگی نیز اشاره دارد.
این نویسنده فیلمنامه گفت: امیدوارم در شرایط فعلی که کشور ما نیاز به تعامل فرهنگی با سایر کشورها دارد، طرح این دیدگاه جذاب و قابل تامل باشد.
وی افزود: مراحل پیش تولید این اثر تمام شده و هم اکنون در مرحله تولید قرار دارد و طبق زمان‌بندی مقرر ساخت این اثر طی امسال به پایان خواهد رسید.
علمداری در پایان گفت: در تولید «گل و زنبور» از طراحی‌هایی به سبک‌های اکسپرسیونیسم، رمانتیسم و مینیاتور استفاده شده و تکنیک‌های مختلفی از جمله دوبعدی، سه بعدی، زنده و تلفیقی به کار رفته است. این اثر با شیوه انیمیشن کاغذی (پیپر) کاملا سنتی و با نقاشی‌هایی اثر دست هنرمندان تولید می‌شود.
فاطمه داوودی، مانی وطن‌دوست، علیرضا قنبری، ایمان خانچی، نوروز عباسی، راحله قاسمی نسب، از جمله هنرمندانی هستند که تاکنون در این اثر همکاری داشته‌اند.

گالری هتل اسپیناس مجوز ندارد

مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد اعلام کرد که گالری هتل اسپیناس پالاس مجوز ندارد و تا دریافت مجوز اجازه برپایی نمایشگاه در آن داده نمی شود.
هفته گذشته خبری مبنی بر افتتاح نمایشگاه آثار نقاشی و پرفورمنس مصطفی دمیرچی با عنوان «مرگ لوکس» در روز جمعه ۲۳ آذرماه همزمان با افتتاح گالری هتل اسپیناس پالاس منتشر شد. این خبر در حالی منتشر شد که پیش از آن خبری مبتنی بر اعطای مجوز از سوی وزارت ارشاد به گالری هتل اسپیناس پالاس به رسانه‌ها ارسال نشده بود و بر این اساس موضوع را از هادی مظفری مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جویا شد.
مظفری درباره مجوز این گالری و قانونی بودن افتتاح آن گفت: گالری هتل اسپیناس پالاس مجوز ندارد و به همین دلیل از برپایی نمایشگاه هنری در آن ممانعت به عمل آمد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: قرار است این گالری مجوز موقت دریافت کند تا نمایشگاه «مرگ لوکس» برگزار شود.

سریال سعید نعمت‌الله به شبکه ۳ رسید

سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سه از تولید دو سریال با فضای کمدی و ملودرام در شبکه سه خبر داد که از میان این دو اثر یکی برای رمضان ۹۸ انتخاب خواهد شد.
مهدی آذرپندار سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سه درباره سریال های این شبکه برای ماه مبارک رمضان ۹۸ عنوان کرد: ما دو سریال برای ماه مبارک در نظر گرفته ایم که به زودی تولید آنها شروع می شود و بعد از میان این دو سریال، یکی را برای ماه مبارک رمضان انتخاب می کنیم.
وی ادامه داد: یکی از این سریال ها «برادرجان» نام دارد که نویسندگی آن را سعید نعمت‌الله و تهیه کنندگی را محمدرضا شفیعی بر عهده دارد و به زودی وارد تولید می شود. کارگردان این اثر هنوز مشخص نشده است.
آذرپندار اظهار کرد: «برادرجان» یک ملودرام ۳۰ قسمتی با حال و هوای کارهای نعمت‌الله است. محور این کار مثل آثار قبلی نعمت‌الله همچنان خانواده است و قصه تا حدی روی رزق حلال تاکید دارد.
سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سه در پایان گفت: سریال دیگری هم قرار است به تولید برسانیم که یک اثر کمدی است و از بین این آثار یکی را انتخاب می کنیم.

«پلنگ سیاه» بهترین فیلم سال انجمن منتقدان سیاهپوستان آمریکا شد

«پلنگ سیاه» به کارگردانی رایان کوگلر به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۸ انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا انتخاب شد.
انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا روز سه شنبه ۱۱ دسامبر فهرست برندگان جوایز امسال خود را اعلام کرد.
«پلنگ سیاه» به کارگردانی رایان کوگلر به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۸ انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا انتخاب شد، این فیلم همچنین توانست جوایز بهترین کارگردانی و بهترین ترانه را نیز از آن خود کند.
شاون ادواردز یکی از بنیانگذاران انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا درباره این انتخاب گفت: «پلنگ سیاه» محصول دیزنی بدون هیچ شک و شبهه ای به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب شد.
«بلک‌ک‌کلنزمن» به کارگردانی اسپایک لی نیز توانست از این انجمن جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین فیلمنامه را بدست آورد.
مراسم اهدای جوایز شانزدهمین دوره انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا روز ۶ فوریه ۲۰۱۹ در لس آنجلس برگزار می شود.
فهرست برندگان انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا در سال ۲۰۱۸:
بهترین فیلم: «پلنگ سیاه»
بهترین کارگردان: رایان کوگلر «پلنگ سیاه»
بهترین بازیگر نقش اول مرد: جان دیوید واشینگتن «بلک‌ک‌کلنزمن»
بهترین بازیگر نقش اول زن: رجینا هال «از دختران حمایت کنید»
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: راسل هارنسبی «نفرتی که تو می‌کاری»
بهترین بازیگر نقش مکمل زن: رجینا کینگ «اگر خیابان بیل زبان داشت»
بهترین بازیگر نوظهور: آماندلا استنبرگ «نفرتی که تو می‌کاری»
بهترین انیمیشن: «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی»
بهترین فیلم مستقل: «اگر خیابان بیل زبان داشت»
بهترین فیلم خارجی: «رُما»
بهترین مستند: «کویینسی»
بهترین ترانه: «همه ستاره ها» از فیلم «پلنگ سیاه»
بهترین رسانه نو: «گفتگوی میز سرخ»
بهترین درام تلویزیونی: «ملکه شکر»
بهترین کمدی تلویزیونی: «ناامن»
۱۰ فیلم برتر انجمن منتقدان فیلم سیاهپوستان آمریکا (AAFCA)
«پلنگ سیاه»
«اگر خیابان بیل زبان داشت»
«نفرتی که تو می‌کاری»
«ستاره ای متولد می شود»
«کویینسی»
«رُما»
«نقطه کور»
«سوگلی»
«ببخشید مزاحم شما شدم»
«بیوه ها»

مردعنکبوتی وارد می‌شود

بعد از موفقیت خیره‌کننده در گیشه، شایعه ساخت قسمت دوم فیلم سینمایی «ونوم» روز به روز رنگ و بوی جدی‌تری به خود می‌گیرد.
نشانه‌ها و صحبت‌های کددار در هالیوود حاکی از آن است که برای «ونوم»، فیلم پدیده امسال،‌ دنباله‌ای ساخته خواهد شد.
البته خبر ساخت «ونوم ۲» برای کسانی که اخیرا باکس‌آفیس را زیر نظر داشته‌اند نکته دور از ذهنی نبود. «ونوم» فیلمی در ژانر ابر قهرمانی برگرفته از کتاب کمیکی به همین نام از مارول است که به یکی از فیلم‌های موفق سال ۲۰۱۸ بدل شد و با ۸۵۰ میلیون دلار فروش جهانی رتبه ۵ پرفروش‌ترین فیلم سال را از آن خود کرد.
حال جف پینکر، فیلمنامه‌نویس «ونوم» اخیرا در مصاحبه‌ای خبر ساخت ادامه‌ای بر این فیلم را تایید کرده است.
اگرچه سونی هنوز در این باره اظهارنظر رسمی نکرده اما انتظار دیدار مجدد تام هاردی در نقش ادی بروک به طور گسترده‌ای میان سینمادوستان وجود داشت.
پینکر در پاسخ به سوالی درباره ساخت ادامه «ونوم» گفت: من چیزی نمی‌توانم به شما بگویم جز اینکه این اتفاق خواهد افتاد. پینکر همچنین توضیح داده که او فیلمنامه‌نویس قسمت بعدی «ونوم» نخواهد بود ولی در عین حال سخنی از گزینه روی میز به میان نیاورده است.
نکته هیجان‌انگیز دیگری که در این مصاحبه وجود دارد پاسخ پینکر به سوالی درباره احتمال پیوستن مرد عنکبوتی به این پروژه است. مرد عنکبوتی‌ای که در حال حاضر با نقش آفرینی تام هالند در کنار سایر «انتقام جویان» دنیای سینمایی مارول قرار گرفته است.
کوین فایگی رئیس کمپانی مارول قبلا اطمینان خاطر داده بود که ونوم در دنیای سینمایی مارول جایی نخواهد داشت ولی کسی صحبتی از رد امکان حضور مردعنکبوتی در جهان ونوم به میان نیاورده است.
جف پینکر در این باره گفت: بدون لو دادن چیزی که نباید فاش کنم می‌توانم بگویم این آینده نامحتملی نیست. مردعنکبوتی نقش مهمی در فیلم بعدی ونوم خواهد داشت. من فکر می‌کنم منصفانه است اگر بگویم هر کسی که این شخصیت‌ها را می‌شناسد از ترکیب مردعنکبوتی و ونوم بسیار هیجان‌زده خواهد شد.
«ونوم» اولین فیلم دنیای ابرقهرمانان مارول بعد از اتصال دو کمپانی سونی و مارول به یکدیگر است.
سونی این کاراکتر را در طول زمان و بعد از اولین حضورش در «مردعنکبوتی۳»(۲۰۱۷) پرورش داد تا در نهایت به عنوان یک فیلم مستقل در اولین پروژه اشتراکی سونی و مارول عرضه شد.

پیرامون تئاترشهر ماه‌های آتی بسامان می‌شود

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد که طی رایزنی‌های انجام شده با مدیریت شهری وضعیت پیرامون مجموعه تئاتر شهر طی یک ماه یا حداکثر ماه‌های آینده بسامان می‌شود.
سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بازدیدی که از همایش برگزیدگان جشنواره‌های تئاتر استانی در مجموعه تئاتر شهر داشت، درباره وضعیت غیرفرهنگی موجود در اطراف مجموعه تئاتر شهر و ایجاد شرایط نامناسب برای حضور مخاطبان و علاقه مندان به تئاتر و فعالیت های فرهنگی و هنری گفت: تئاتر شهر به عنوان یک نماد فرهنگی و هنری کشور به حساب می‌آید و طبیعتا محیط و حریم این مرکز هم باید هویتی فرهنگی و هنری داشته باشد.
وی تاکید کرد: همه کسانی که می توانند تلاشی در زمینه ساماندهی این حریم انجام دهند و تاثیرگذار باشند، باید در این زمینه اقدام کنند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اعلام اینکه شرایط خوبی پیرامون مجموعه تئاتر شهر دیده نمی شود، گفت: با توافق های خوبی که دوستان ما با مدیریت شهری و شهرداری تهران داشتند، امیدواریم طی ماه و یا حداکثر ماه های آینده شرایط مناسب تری را برای این فضای فرهنگی و هنری داشته باشیم.
صالحی تصریح کرد: با قول و برنامه هایی که دوستان با مدیریت شهری داشتند این امیدواری قطعا محقق می شود.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پایان سخنان خود درباره رسیدگی به وضعیت دستفروش‌های حاضر در محیط مجموعه تئاتر شهر نیز اظهار کرد: بحث دستفروش ها و بسامان کردن این محیط نیز در همین برنامه وجود دارد.

پیکر پیام صابری تشییع شد/ پدری که زود با فرزندش خداحافظی کرد

پیکر پیام صابری امروز ۲۰ آذر با حضور هنرمندان سینما و تلویزیون به سمت بهشت زهرا(س) تشییع شد.
مراسم تشییع پیکر پیام صابری گریمور سینما و تلویزیون و همسر زیبا بروفه بازیگر صبح امروز سه شنبه ۲۰ آذرماه با حضور هنرمندان از ساختمان شماره ۲ خانه سینما برگزار شد.
علی دهکردی در ابتدای این مراسم گفت: امروز در کمال تاسف و تالم برای بدرقه یکی از دوستان جوان در کنار هم قرار گرفتیم. در این لحظه نمی دانم چه باید گفت جز اینکه از خداوند بزرگ تقاضا کنیم به دوست و همکارمان زیبا بروفه همسر پیام صابری و خانواده او صبر و شکیبایی بدهد.
وی افزود: خداوند بزرگ درباره اینجور مواقع در قرآن آورده است که مصیبت مثل صاعقه است و رفتن او هم برای همه ما مثل یک صاعقه بود. من اینجا خواستم از طرف خودم و همه بازیگران و خانواده سینما تسلیت بگویم. امیدوارم شرایط شغلی و کاری ما به گونه ای پیش رود که برای ساختن کارها و گرفتن کمترین حقوق اولیه استرس نکشیم و نتیجه آن بشود توقف قلبی که می توانست به ساخت آثار بسیاری منتهی شود.
عبدالله اسکندری چهره پرداز سینمای ایران نیز در ادامه بیان کرد: این جوان از ۲۵ سال پیش نزد من آمد. او روح بزرگی داشت و شاید این اواخر به خواسته خود نزدیک شد اما متاسفانه اجل به او مهلت نداد. آرزو می کنم خداوند به خانواده اش صبر دهد.
بعد از سخنان وی، دهکردی دوباره پشت تریبون حاضر شد و گفت: یک جوان در ناباوری از میان ما می رود. من هم مثل همه شما از رفتن پیام غافلگیر شده ام و نمی دانم چه باید گفت.
اصغر همت نیز در این مراسم تصریح کرد: معروف است که می گویند مرگ حق است اما چه موقع! کسانی که بیماری صعب العلاجی دارند گاهی تا سال ها زنده می مانند چون استرس را از خود دور کرده اند اما وقتی استرس و نگرانی هست اینگونه به زودی عزیزان را از دست می دهیم. پیام صابری هم زود رفت مخصوصا که چند ماهی بود که توانسته بود آغوش پدر بودن را درک کند. من اطمینان دارم فرزند او اهورا در سایه خداوند بزرگ آینده روشنی خواهد داشت.
جواد یحیوی مجری تلویزیون درباره درگذشت صابری اظهار کرد: این از جمله موقعیت هایی است که نمی دانم درباره آن چه باید گفت. اگر پیام صابری را می شناختید می دانید او اهل غافلگیری بود اما ما مثل همیشه در قرارهایی که داشتیم منتظریم تا از راه برسد.
مهری شیرازی چهره پرداز سینما نیز در این مراسم تصریح کرد: متاسفم از اینکه پیام صابری رفت. خبر دردناکی برای همه بود که پیام صابری یکباره پر کشید و رفت. او بسیار انسان آرامی بود و خبر این اتفاق بسیار هولناک بود.
وی ادامه داد: من نمی دانم این غم بزرگ برای زیبا بروفه عزیز چگونه خواهد بود. من البته معتقد هستم ما آدم ها غصه نمی خوریم بلکه این غصه است که ما را از درون می خورد. درخواستم این است که با هم بیشتر مهربان باشیم. من می دانم عشق بین زیبا و پیام بسیار زیاد بود. برای زیبا آرزوی صبر دارم و امید دارم اهورا را آنچنان که پیام می خواست بزرگ کند.
شیرازی در پایان سخنانش گفت: ما جوانی سالم را از دست دادیم و این یک ضایعه بزرگ برای سینمای ایران است.
یحیوی بعد از سخنان مهری شیرازی با اشاره به درگذشت فرج الله حیدری اظهار کرد: مراسم ختم فرج الله حیدری در مسجد امیرالمومنین برگزار می شود و خواستم اینجا هم از او یاد کنم تا به پاس یک عمر فعالیت بی نظیر او در مراسم یادبودش حضور پیدا کنیم.
محسن علی اکبری تهیه کننده سینمای ایران در ادامه مراسم عنوان کرد: خیلی سخت است که ما پیرمردها درباره جوانان صحبت کنیم مخصوصا جوانی که یکی از گل های سینمای ایران بود. او بسیار سالم و پاک زیست و هر بار با او تماس گرفتم در کنار همسرش بروفه بود.
حین سخنان وی صدای مادر پیام صابری که با اشک همراه بود بلند شد و همه را متألم کرد. علی اکبری سپس تاکید کرد که صابری جاودانه شد و امیدوار است خداوند تحمل رفتن او را به همه دوستان و خانواده اش بدهد.
وی در پایان سخنانش با اشاره به شخصیت او گفت: صابری بدون هیچ تنشی در کارها فعالیت خود را پیش می برد و اخلاق بسیار خوب و حرفه ای داشت من امیدوارم فرزندش هم روزی جای او را بگیرد.
بعد از سخنان علی اکبری پیکر پیام صابری به داخل حیاط ساختمان خانه سینما وارد شد که جواد یحیوی از جمعیت حاضر خواست با سکوت، شرایطی را فراهم کنند تا خانواده وی بتوانند با او خداحافظی کنند.
افسر اسدی نیز در این مراسم قطعه شعری خواند و به پیام صابری تقدیم کرد.
حال روحی زیبا بروفه، همسر صابری و همچنین وضعیت مادر این چهره پرداز سینما جمعیت حاضر را دچار تأثر بسیاری کرد. در پایان این آیین تشییع و بعد از وداع دوستان و آشنایان صابری با پیکر وی، اعلام شد که نماز میت در بهشت زهرا (س) خوانده خواهد شد و سپس پیکر او به سمت خانه ابدی اش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) بدرقه شد.
در این مراسم هنرمندانی از جمله عبدالله اسکندری، علی دهکردی، حسین تبریزی، اصغر همت، بابک کایدان، افسر اسدی، همایون اسعدیان، امین حیایی، جواد افشار، برزو نیک نژاد، محمدرضا شفیعی و… حضور داشتند.

نعیمه نظام‌دوست شایعه بیماری‌ را تکذیب کرد/ بازی در سریال نوروزی

نعیمه نظام دوست بازیگر سینما و تلویزیون که در حال حاضر مشغول بازی در مجموعه «محله گل و بلبل» است درباره شایعه ای که درباره بیماری وی منتشر شده بود توضیحاتی را ارایه کرد.
نعیمه نظام دوست بازیگر جوان که به تازگی عکسی از او در شبکه های اجتماعی منتشر و شایعاتی را مبنی بر بیماری این هنرمند در پی داشته است درباره این شایعات گفت: متاسفانه شایعاتی درباره بیماری من در فضای مجازی منتشر شده که از طریق این گفتگو همه آنها را تکذیب کرده و توضیح می دهم که به تازگی جراحی اسلیو معده را انجام داده ام و به همین دلیل تغییراتی در ظاهرم ایجاد شده است.
وی درباره دلیل انجام این جراحی توضیح داد: واقعا دیگر نمی‌توانستم زندگی عادی کنم و نیاز بود اقدامی در این مورد انجام دهم که خداراشکر از این جراحی راضی هستم.
این بازیگر درباره جدیدترین فعالیت خود در حوزه بازیگری، بیان کرد: از مرداد ماه مشغول بازی در مجموعه «محله گل و بلبل» به کارگردانی احمد درویشعلی پور هستم و همچنان هم در این مجموعه ایفای نقش می‌کنم که احتمالا تا بهمن پخش آن از شبکه دو ادامه خواهد یافت.
وی با بیان اینکه جدیدترین سریالی که با آن قرارداد بسته است فضایی طنز دارد، افزود: سریال جدیدی که قرار است در آن بازی کنم کارگردانی آن را سعید آقاخانی برعهده دارد و عید نوروز قرار است از شبکه یک سیما پخش شود.
بازیگر سریال «ساختمان پزشکان» به کارگردانی سروش صحت با بیان اینکه پیشنهادهای مختلفی را به دلیل بازی در مجموعه «محله گل و بلبل» رد کرده است، گفت: من بازی در حوزه کودک را به دلیل خاص بودن فضای آن دوست دارم و اتفاقا یکی از دلایلی که بیشتر در مجموعه های کودک بازی می‌کنم این است که با ایفای نقش در این فضا شما به نوعی برای بچه هایی که بیننده تان هستند، خاطره ساز هم می‌شوید که این مساله واقعا برای من خوشحال کننده است.
این بازیگر افزود: حس و حال خیلی خوبی از بازی در این حوزه دارم، البته تیم خوبی که در «محله گل و بلبل» داریم مزید بر علت شده است تا علاقه ام به بازی در این حوزه بیشتر شود. برای هر بازیگری آرزوی کار در کنار همچین گروه خوبی را می‌کنم.
نظام دوست با بیان اینکه علاقه مند به حضور در سریال های جدی است اما اکثر پیشنهادها به وی طنز است، بیان کرد: متاسفانه کیفیت فیلمنامه ها خیلی نسبت به قبل افت کرده است از طرفی من بعد از بازی در فیلم «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داوودی سخت پسندتر شده ام و هر فیلمنامه ای را نمی توانم قبول کنم.
بازیگر سریال «چاردیواری» به کارگردانی سیروس مقدم با اعلام این مطلب که به تجربه کردن نقش های متفاوت علاقه دارد، افزود: من به هیچ عنوان خودم را به یک ژانر خاص محدود نمی‌کنم و اینطور نیست که فقط در حوزه کودک یا کمدی کار کنم.
این بازیگر در بخش دیگری از صحبت هایش مطرح کرد: خیلی وقت ها شده که برای کسب درآمد مجبور به بازی در فیلمی شده ام که کیفیت چندان مناسبی هم نداشته است.
نظام دوست که از تصمیم مدیران صدا و سیما برای انتقال شبکه پخش سریال «همسایه ها» به کارگردانی مهران غفوریان از شبکه دو به شبکه نسیم در سال ۹۵ انتقاد داشت درباره این سریال گفت: «همسایه ها» با تصمیمی که مدیران صدا و سیما گرفتند از شبکه دو به شبکه نسیم منتقل شد و همین تصمیم خیلی در میزان مخاطب آن تاثیر داشت. خیلی از شهرستان ها دسترسی به شبکه نسیم ندارند و همین موضوع به نظرم باعث ریزش مخاطبان این سریال شد.
وی در پایان بیان کرد: امیدوارم در تلویزیون و سینمای ما فضای ساخت آثار متنوع ایجاد شود و در این کارها از بازیگران مختلف بهره ببرند تا بیکاری خیلی از بازیگران رفع شود. امیدوارم مسئولان فکری کنند و بودجه هایی در اختیار اهالی هنر قرار دهند تا باز هم شاهد ساخت آثاری از جنس سریال های خوب دهه هشتاد باشیم.

سرنوشت جشنواره موسیقی نواحی در ابهام/ شهر میزبان مشخص نیست

یازدهمین جشنواره ملی موسیقی نواحی ایران در حالی اردیبهشت ماه سال ۹۷ در کرمان به پایان رسید که هنوز تکلیف برگزاری دوره بعدی و انتخاب دبیر دوازدهم مشخص نیست.
مدت زمان تفاهمنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با استانداری کرمان مبنی بر برگزاری سه دوره جشنواره ملی موسیقی نواحی ایران در استان کرمان در سال ۹۷ به اتمام رسیده و هنوز برنامه و سیاست مشخصی از سوی معاونت هنری و دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برگزاری دوره های آتی این جشنواره ملی به صورت رسمی اعلام نشده است.
براساس همین تفاهمنامه که روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه ۹۴ در حاشیه برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران میان علی جنتی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاندار وقت کرمان با حضور علی مرادخانی معاون هنری وقت وزیر ارشاد و پیروز ارجمند مدیرکل اسبق دفتر موسیقی وزارت ارشاد به امضا رسید، دوره های نهم، دهم و یازدهم جشنواره ملی موسیقی نواحی بعد از مدت ها وقفه به میزبانی استان کرمان برگزار شد. این در حالی بود که طی سال های پیش تر کرمان یکی از شهرهای اصلی میزبانی جشنواره موسیقی نواحی و گروه ها و هنرمندان سراسر کشور با هدایت هنری بزرگانی چون محمدرضا درویشی بود.
نهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران اردیبهشت ماه سال ۹۵ به دبیری ایرج نعیمایی، دهمین جشنواره موسیقی نواحی تیر ماه سال ۹۶ به دبیری احمد صدری و یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی اردیبهشت ماه سال ۹۷ به دبیری احمد صدری با همکاری دفتر موسیقی وزارت ارشاد و میزبانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در شهرهای مختلف کرمان برگزار شد و حال باید دید که با توجه به اتمام مدت زمان تفاهمنامه وزارت ارشاد با استانداری کرمان مبنی بر میزبانی سه ساله کرمان، تدبیری برای برگزاری دوره دوازدهم، معرفی میزبان و انتصاب دبیر از سوی مدیران وزارت ارشاد صورت گرفته است یا این جشنواره مهم ملی دوباره در محاق توقف می رود؟
البته فواد توحیدی پژوهشگر موسیقی نواحی کرمان که در دوره های برگزاری جشنواره در کرمان دبیری بخش پژوهش را برعهده داشت اردیبهشت ماه سال جاری طی گفتگویی با یکی از رسانه ها تاکید کرد: «اگر اجازه ندهند این جشنواره در کرمان برگزار شود آن بخش از بودجه‌ای را که دفتر موسیقی پرداخت می‌کند خودمان تهیه می‌کنیم و جشنواره را بدون حضور ارشاد و با عنوان دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی نواحی برگزار می‌کنیم زیرا جشنواره متعلق به این استان و دبیرخانه آن در کرمان است.»
همان طور که گفته شد با پایان یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی قرارداد سه ساله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استانداری کرمان نیز به پایان رسیده و این سید عباس صالحی و مدیرانش در معاونت هنری وزارت ارشاد هستند که باید تصمیم نهایی را برای سرنوشت این رویداد اتخاذ کنند. مدیران و البته تعدادی از هنرمندان و فعالان موسیقی کرمان همچنان بر برگزاری این رویداد ملی در دیارشان اصرار دارند کما اینکه حمید ملانوری معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان نیز در مراسم اختتامیه یازدهمین دوره این جشنواره از محمدمجتبی حسینی معاون هنری وزیر ارشاد خواسته بود تا با ابلاغ دستوری برای تشکیل دبیرخانه دائمی جشنواره در کرمان شرایط را برای میزبانی دوباره کرمان از جشنواره موسیقی نواحی فراهم کند؛ موضوعی که تا به امروز مسکوت مانده و هنوز خبر رسمی از برگزاری دوره دوازدهم به دست اهالی رسانه نرسیده است.

مرور تاریخ با نوستالژی شیشه نوشابه/ تصاویری که اولین‌بار می‌بینید

الهام معروفی کارگردان مستند «۳۳۰ سی‌سی خاطره» عنوان کرد که این اثر به سیری که شیشه نوشابه در تاریخ ایران طی کرده، پرداخته است.

الهام معروفی کارگردان عرصه مستند درباره مستند کوتاه «۳۳۰ سی‌سی خاطره» که به بخش مسابقه ملی دوازدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است، درباره این مستند گفت: این مستند ۴۰ دقیقه‌ای سیری در تاریخ ایران داشته اما این مساله به بهانه شیشه نوشابه انجام شده است. از همین‌رو این مستند به روایت سیر تاریخی بطری نوشابه از زمانی که وارد ایران شده یعنی از سال ۱۹۱۰ تا به امروز می‌پردازد اما در همین بین به بهانه همین موضوع تاریخ ایران را هم مرور می‌کند و یک سری اطلاعات به مخاطب می‌دهد.
وی با اشاره به اینکه حدود ۲ سال تحقیق و پژوهش این اثر به طول انجامیده است، افزود: از همان اول که فیلمنامه «۳۳۰ سی‌سی خاطره» را نوشتم می‌دانستم که برای ساخت این اثر باید از تصاویر آرشیوی استفاده کنم و اصلا باید مبنای «۳۳۰ سی‌سی خاطره» بر تصاویر آرشیوی باشد به همین دلیل به یک سری منابع آرشیو و عکس سر زدم و تصاویر خوبی پیدا کردم به طوری که مخاطبان برخی از این تصاویر را برای اولین بار می‌بینند.
معروفی عنوان کرد: من متولد آبادان هستم و خاطره ای از زمان جنگ در این شهر دارم که بین اکثر آبادانی‌ها مشترک است به طوری که حتی در برخی از کتاب‌ها هم این خاطره را خوانده ام؛ وقتی جنگ آغاز شد با توجه به اینکه عراق شهر را بمباران کم کرده بود، افراد دسترسی بسیار کمی به بنزین پیدا کرده بودند به یاد دارم در همان روزها ما قصد خروج از شهر را داشتیم که پدرم در تهیه بنزین به مشکل خورده بود از همین رو با شیشه نوشابه‌ای بنزین تهیه کرد و ما به همین وسیله توانستیم از بنزین استفاده کنیم. این خاطره‌ای است که اکثر آبادانی‌ها به یاد دارند.
این کارگردان با بیان اینکه فیلم‌های چندانی از زمان آغاز جنگ در ایران وجود ندارد، اظهار کرد: در قسمتی از این اثر که دوران جنگ را نشان می‌دهد ما سعی کردیم به گونه‌ای آن را روایت کنیم که عامه با آن ارتباط برقرار کنند.
وی توضیح داد: «۳۳۰ سی‌سی خاطره» با کابوس من آغاز می‌شود و در ادامه به ورود نوشابه به ایران می‌پردازد سپس ما می‌بینیم که در زمان انقلاب از شیشه نوشابه به عنوان کوکتل مولوتف و در زمان جنگ به‌عنوان یکی از ابزارآلات جنگی استفاده می‌کرده‌اند به همین ترتیب این موضوع تا به امروز ادامه پیدا می‌کند برای مثال امروزه حتی ضرب‌المثلی در این باره وجود دارد به نحوی که وقتی کسی زیاد برای خودش احترام قائل می‌شود می‌گوییم او برای خود نوشابه باز کرده است.
معروفی در پایان بیان کرد: ساخت این فیلم حدود ۳ سال طول کشید البته همانطور که گفتم ۲ سال هم صرف پژوهش این امر شد.

مجسمه‌ها خود را برای ورود به شهر آماده می‌کنند/ مردم نظر می‌دهند

ششمین دوسالانه مجسمه‌های شهری تهران، با ارایه ۵۹ ماکت تاکنون میزبان ۴۰۰ بازدیدکننده بوده است که از این میان بیش از ۳۲۰ نفر فرم نظرسنجی پر کرده‌اند.
ششمین دوسالانه مجسمه‌های شهری تهران از مهم‌ترین رویدادهای هنری در حال برگزاری این روزهاست و اگر به موسسه فرهنگی هنری صبا سری بزنید با تعداد قابل توجهی از ماکت روبه‌رو می‌شوید که برای ارزیابی و نمایش ایده‌های مجسمه‌سازان در گالری‌های خیال و آیینه قرار گرفته‌اند.
آثار به نمایش در آمده تاکنون در سه مرحله داوری شده‌اند که بخش آغازین براساس رزومه هنرمندان بوده است که از میان ۹۰۲ نفر ۲۸۲ نفر انتخاب شدند و در مرحله دوم با ارایه طرح‌ها، ۶۱ مجسمه انتخاب شد که با انصراف ۲ هنرمند از حضور در این دوسالانه، ۵۹ اثر براساس موقعیت شهری تهران که برای مجسمه‌ها انتخاب شده است به نمایش گذاشته شده‌اند.
بخش آغازین دوسالانه به بزرگداشت سه هنرمند مجسمه‌سازی که به تازگی دارفانی را وداع گفته‌اند؛ رضا امیر یاراحمدی، کارل اشلامینگر هنرمند مجسمه‌ساز آلمانی که در میدان امام حسین (ع) کار کرده‌ است و محسن وزیری مقدم، اختصاص دارد.
یکی از ویژگی‌های این بخش نمایش تعدادی از آثار رضا امیر یاراحمدی است که به فعالیت‌های وی اشاره دارد. البته این بزرگداشت صرفا به همین بخش خلاصه نمی‌شود چراکه با گذر از پله‌ها در سالنی دیگر فیلمی روزانه به نمایش در می‌آید که به کارنامه هنری سه هنرمند مورد نظر می‌پردازد.
در سالن‌های دیگر مجموعه ۵۹ ماکت به نمایش گذاشته شده است که بسته به میزان کمک‌هزینه‌ای که به هر مجسمه اختصاص یافته، جنس متفاوتی دارند و با متریال ‌مختلفی چون بتن، ترکیب مواد، آهن و مس خلق شده‌اند، اگرچه بیشترین مجسمه‌ها از ترکیب مواد ساخته شده‌اند.
طبق سخنان هنرمندان شرکت‌کننده و اعضای دبیرخانه، برگزارکنندگان ششمین دوسالانه مجسمه‌های شهری تهران برای ساخت این ماکت‌ها کمک‌ هزینه ۷۰۰ هزار تومان تا دو میلیون تومانی پرداخت کرده‌اند.
بر اساس سخنان مسئول سالن این نمایشگاه، اگرچه بیشترین بازدیدکنندگان این آثار را دانشجویان رشته‌های هنری تشکیل داده‌اند، اما به طور کل تاکنون حدود ۴۰۰ نفر از این نمایشگاه دیدن کرده‌اند که این تعداد شامل مدیران شهری تهران، استادان مجسمه‌ساز و معمار و اعضای شورای شهر هم می‌شود.
برای انتخاب آثار این دوره دوسالانه مجسمه‌های شهری تهران بخشی به عنوان اثر برتر از نگاه مردمی در نظر گرفته شده که به گفته مسئول سالن، تاکنون بیش از ۳۲۰ نفر فرم نظرسنجی را پرکرده‌اند چراکه قرار است با پایان دوسالانه در ۵ دی ماه، ۱۵ مجسمه شهری تهران انتخاب شوند و در سطح شهر نصب شوند.
به گفته برگزارکنندگان دوسالانه مجسمه‌های شهری تهران، در این رویداد هنری سعی شده با ایجاد زمینه بروز ایده‌های بدیع و خلاق مبتنی بر غنای فرهنگی به نیازهای کنونی و در حال توسعه کلان شهر تهران پاسخ داده شود و الگوی مناسب مجسمه‌سازی شهری در سطح ملی شکل گیرد.

تئاتر لاکچری؛ این‌بار ۲۵۵ هزارتومان/ ارشاد فقط وعده نظارت می‌دهد

هنوز بازار قیمت‌گذاری بالای بلیت تئاترها داغ است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مجموعه مدیریت تئاتری آن همچنان بر این موضوع نظارتی ندارند.
بحث قیمت گذاری بلیت تئاتر در ماه‌های گذشته بحث روز تئاتر و رسانه ها بوده که دامنه آن به مدیران و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشیده شد و اظهارنظرها و وعده های آنها را به دنبال داشت و حتی قرار بود شورای صنفی نمایش با شرح وظایفی چون کارشناسی قیمت گذاری بهای بلیت تئاتر ایجاد شود.
با گذشت زمان و کمرنگ شدن بحث ها درباره قیمت های نامتعارف چند تئاتر و لزوم نظارت بر این روند دیگر خبری از شکل گیری شورای صنفی نمایش در تئاتر که قرار بود تلفیقی از چند نهاد از جمله اداره کل هنرهای نمایشی و خانه تئاتر باشد، نشد و به دنبال آن بار دیگر بازار کاذب تعیین بهای بلیت تئاتر در حال داغ شدن است.
اپرا-نمایش «هفت شهر عشق» به نویسندگی و کارگردانی محمد عبدی زاده قرار است در تالار بزرگ وزارت کشور که مکانی دولتی است، اجرا شود؛ اثری که در پوستر منتشر شده آن در سامانه فروش بلیت اسامی و چهره بازیگران شناخته شده سینما و تئاتر شامل محمدرضا فروتن، ابوالفضل پورعرب، مریلا زارعی، پانته آ بهرام، نسیم ادبی، محمدعلی ساربان و اندیشه فولادوند دیده می شود.
نادر رجب پور طراحی حرکت و محمد حاتمی بازیگردانی این اثر را بر عهده دارند و قرار است روزبه نعمت الهی، سالار عقیلی و روزبه بمانی نیز خوانندگان این اثر باشند و فریدون شهبازیان نیز رهبر مهمان ارکستر اپرا-نمایش «هفت شهر عشق» باشد. اسفندیار قره باغی، ودود موذن، عباس عابدین زاده، هادی قضات و شاهین آرین نیز سولیست‌های این اثر هستند.
اما نکته مهم اینکه این اثر در تعیین بهای بلیت خود از نمایش موزیکال «بینوایان» و نمایش «می سی سی پی نشسته می میرد» سبقت گرفته و بهای بلیت های آن از ۶۰ هزار تومان آغاز و به ۲۵۵ هزار تومان ختم می شود.
مشخص نیست بهای بلیت این کار بر چه اساسی تعیین شده و اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نظارتی بر این امر داشته یا نه زیرا اپرا-نمایش «هفت شهر عشق» هر چقدر هم مدعی بخش موسیقایی باشد ولی بخش نمایشی آن بسیار پررنگ است.
در کنار یادآوری رها ماندن تشکیل شورای صنفی نمایش و بی توجهی اداره کل هنرهای نمایشی به قیمت گذاری بلیت های تئاتر که در ۲ ماه اخیر به مورد سوم رسیده است، به این مساله می توان اشاره کرد که طی سال‌های اخیر برخی افراد از عناوین «موسیقی – نمایش»، «تئاتر موزیکال» و به تازگی «اپرا-نمایش» استفاده می کنند تا با این توجیه دست به قیمت گذاری بالای بلیت بزنند.
سامانه‌های فروش بلیت و تهیه کنندگانی هم که به دنبال سود مالی هستند با استفاده از چهره‌های بازیگری و حضور خواننده و ارکستر موسیقی، توجیهی برای عملکرد خود پیدا می کنند و بهای بلیت اثر را بالا می برند. نکته قابل تأمل این است که نه اداره کل هنرهای نمایشی و نه دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نظارتی کارشناسانه روی روند تعیین بهای بلیت ندارند و گویا دغدغه چنین امری در فعالیت‌هایشان وجود ندارد و حتی این موضوع به ذهن متبادر می شود که دولت قصد دارد با استفاده از مفهوم خصوصی سازی و به جای حمایت از تئاتر، دست در جیب تئاتر کرده و هزینه های خود را تامین کند.
بلیت ۲۵۵ هزار تومانی یک نمایش در حالی به فروش می رسد که عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چندی پیش نسبت به تئاتر لاکچری موضع گرفته و در توئیتی نوشته بود: «تئاتر لاکچری تیر خلاص به این هنر مردمی است. اداره کل هنرهای نمایشی با هم‌اندیشی و همیاری خانه تئاتر، حریم صحنه را از آن مصونیت دهد.»

«پالتوشتری» به ساخت موسیقی رسید/ پر کردن فرم حضور در فجر ملی

فیلم سینمایی «پالتوشتری» به نویسندگی و کارگردانی مهدی علی میرزایی به مرحله ساخت موسیقی رسید.
فیلم سینمایی «پالتوشتری» به نویسندگی و کارگردانی مهدی علی میرزایی به مرحله ساخت موسیقی رسید و این روزها مسعود سخاوت دوست، مشغول انجام این مرحله از فیلم است.
«پالتوشتری» یک فیلم کمدی درباره پیچیدگی‌های رفاقت و رقابت است.
به گفته مهدی علی میرزایی، برای این فیلم فرم حضور در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر را پر کرده و یک نسخه بدون موسیقی را به دبیرخانه ارسال کرده‌اند از همین رو در صورت انتخاب برای حضور در جشنواره، فیلم را برای اکران آماده می‌کنند.
سام درخشانی، بانیپال شومون، بهاره کیان افشار، لیندا کیانی، شاهرخ فروتنیان، افسانه چهره آزاده، پریوش نظریه، علیرضا مهران، طوفان مهردادیان، رضا شیخ انصاری بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.
سایر عوامل این پروژه سینمایی عبارتند از تهیه کننده: مجید شیخ انصاری، نویسنده فیلمنامه و کارگردان: مهدی علی میرزایی، مدیر تولید: سجاد رحیمی، مدیر برنامه‌ریزی و دستیار اول کارگردان: حامد مختاری، مدیر فیلمبرداری: مسعود امینی تیرانی، صدابردار: مسیح سراج، طراح صحنه و لباس: حسین پیام سوری، طراح گریم: عباس عباسی، تدوین: محمد نجاریان، منشی صحنه: زهرا تحقیقی، عکاس: افرا شهباززاده، مدیر تدارکات: محمد ابراهیمی.

جوایز جشنواره فیلم تفلیس اهدا شد/ پرومته طلایی برای «قوی بلورین»

مراسم اختتامیه نوزدهمین دوره جشنواره فیلم تفلیس شنبه ۱۷ آذر در سینما امیرانی شهر تفلیس گرجستان برگزار شد.
مراسم اختتامیه نوزدهمین دوره جشنواره فیلم تفلیس شنبه ۱۷ آذر (۸ دسامبر) در سینما امیرانی شهر تفلیس گرجستان برگزار شد.
در این دوره از جشنواره در بخش مسابقه بین الملل، جایزه پرومته طلایی بهترین فیلم به «قوی بلورین/Crystal Swan» ساخته دریا ژوک محصول کشورهای بلاروس، آمریکا، آلمان و روسیه رسید. داستان «قوی بلورین» که در اوایل دهه ۹۰ میلادی در کشور بلاروس می گذرد درباره یک دختر جوان اهل موسیقی عاشق مسافرت است.
در این دوره جشنواره جایزه پرومته نقره ای بهترین کارگردانی نیز به پیتر دومالوسکی کارگردان لهستانی برای فیلم «شب ساکت/Silent Night» تعلق گرفت.
هیات داوران بخش بین الملل جشنواره همچنین نشان ویژه جشنواره را به مارتینا آپوستولووا بازیگر زن فیلم «ایرینا/Irina» محصول کشور لهستان اهدا کردند.
امسال پیتر گرینوی کارگردان مشهور ۷۶ ساله بریتانیایی ورک شاپی را در جشنواره برگزار کرده بود.
در این دوره نیما جاویدی نویسنده و کارگردان سینمای ایران به همراه چهار داور از کشورهای لیتوانی، ژاپن، فرانسه و گرجستان از اعضای هیات داوران جشنواره بودند.

جادوی تصویرسازی هنرمند اسرارآمیز با بیش از یک میلیون دنبال‌کننده

کارهای یک هنرمند ژاپنی در توئیتر به سوژه بحث و تحسین کاربران اینترنت بدل شده است؛ هنرمندی که با ماندن در سایه ناشناسی، هویتی اسرارآمیز پیدا کرده است.
جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید «گاهی ارزش یک عکس از هزار کلمه فراتر می‌رود»، حالا تصویرسازی‌های یک هنرمند ژاپنی به مصداقی برای این جمله معروف بدل شده است ولی این یک هنرمند معمولی نیست.
هویت اسرارآمیز این هنرمند ژاپنی به سوژه‌ای جذاب میان کاربران اینترنت بدل شده است و نه تنها کارهای وی دست به دست می‌شود و مورد تحلیل قرار می‌گیرد بلکه هر کس به‌زعم خود درباره هویت وی نیز گمانه‌زنی می‌کند.

روایت کارآفرینی یک زن در «آنام»/ ترشی‌هایی که چاره‌ساز شد

مریم حق پناه کارگردان مستند کوتاه «آنام» عنوان کرد که این مستند درباره یک زن کارآفرین است.
مریم حق پناه کارگردان عرصه مستند درباره مستند کوتاه «آنام» که به بخش مسابقه ملی دوازدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است، گفت: این مستند ۲۵ دقیقه‌ای درباره یک زن کارآفرینی است که در شهرستان میناب اقدام به راه‌اندازی یک کارخانه ترشی کرده و در آنجا ترشی‌های محلی مثل ترشی انبه درست می‌کند و این محصولات را به فروش می‌رساند.
حق‌پناه ادامه داد: این کارخانه رفته رفته تبدیل به یک کارخانه محلی شده و باعث می‌شود که ۴۰ نفر از اهالی آن منطقه به کار در این کارخانه بپردازند که ۵ نفر از این ۴۰ نفر به عنوان نیروی ثابت در آنجا حضور دارند.
وی افزود: ما زمانی که برای فیلمبرداری این مستند به میناب رفته بودیم این کارخانه دچار بحران‌های مالی شده و به نوعی تحریم‌ها روی کار آن‌ها تاثیر گذاشته و در آستانه تعطیلی بود به طوری که حتی قادر به پرداخت حقوق کارکنان خود هم نبودند به همین دلیل تقاضای وام کرده بودند. ما در همین زمان بود که برای فیلمبرداری به آن‌ها پیوستیم و با یک کارخانه نیمه تعطیل مواجه شدیم اما یک سال بعد وقتی برای فیلمبرداری فاز دوم به همین منطقه رفتیم متوجه شدیم آن‌ها بر مشکلات مالی فائق آمده و حتی یک نوع ترشی دیگری هم درست کرده‌اند که همه این محصولات را تحت عنوان «آنام» به بازار عرضه می‌کنند.
حق پناه با بیان اینکه آنام در زبان مردم جنوب هم به معنای مادر است، توضیح داد: ما در «آنام» می‌بینیم که این مادر هم برای فرزندان خود و هم برای اطرافیانش شغلی دست و پا کرده که به واسطه آن می‌توانند به امرار معاش بپردازند از همین رو می‌توانم بگویم این فیلم روح زنانه‌ای دارد چراکه نشان می‌دهد یک مادر با همه سختی‌ها و انجام همه امور مادرانه یک زن کارآفرین هم هست.
این کارگردان با اشاره به مراحل فیلمبرداری این اثر گفت: «آنام» در ۲ فصل کشاورزی یعنی حدود یک سال و نیم فیلمبرداری شد اما به این صورت نبود که ما به طور پیوسته به فیلمبرداری بپردازیم بلکه چیزی نزدیک به ۸ روز ضبط این اثر طول کشید.
وی در پایان گفت: این فیلم برای شبکه مستند تولید شده که امیدوارم بتواند با مخاطبان جشنواره سینماحقیقت هم ارتباط برقرار کند.

کشاورزی که فیلمبردار حرفه‌ای شد/فیلمسازی در قلمرو افعی دم‌عنکبوتی

فتح الله امیری کارگردان مستند کوتاه «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» از مراحل تبدیل شدن یک کشاورز به فیلمبردار سینمای مستند در روند ساخت این اثر صحبت کرد.

فتح الله امیری که با مستند کوتاه «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» در بخش مسابقه ملی دوازدهمین جشنواره «سینماحقیقت» حضور دارد به خبرنگار مهر گفت: «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» در قالب مستندی ۳۹ دقیقه ای از دل مستند دیگرم به نام «حیات در رگ های سرد» شکل گرفته که این اثر پیش از این در دوره هشتم جشنواره «سینماحقیقت» جایزه بهترین فیلم را هم گرفته بود.

وی درباره موضوع «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» بیان کرد: من و دکتر بهزاد فتحی نیا دنبال یک گونه ای از افعی به نام دم عنکبوتی بودیم که شنیدیم چنین افعی‌ای در استان ایلام زندگی می کند پس به این استان رفتیم و بعد از جستجویی در آنجا با یک کشاورزی به نام محمود منصوری آشنا شدیم که او این افعی را به ما نشان داد.

کارگردان «در جستجوی پلنگ ایرانی» اظهار کرد: در آنجا متوجه شدیم که افعی دم عنکبوتی از دم خود برای شکار پرنده ها استفاده می کند به این صورت که دمش را تکان می دهد تا پرنده ها فکر کنند او عنکبوت است و پرنده ها به شکار او بپردازند. ما حدود ۱۰ روز صبر کردیم تا بتوانیم این صحنه شکار را ضبط کنیم اما هر بار این اتفاق نمی افتاد.

وی با اشاره به اینکه متوجه شدند محمود منصوری استعداد مستندسازی داشت پس از او کمک گرفتند، بیان کرد: ما به او آموزش دادیم که برایمان فیلم بگیرد به همین ترتیب ساز و کاری به وجود آمد که در عین حال که علاقه مندی او به این حرفه بیشتر شد به نحوی در آن محل تبدیل به حافظ افعی دم عنکبوتی هم شد و دیگر به طور کلی داستان مستند به سمت این کشاورز رفت.

امیری افزود: ما در «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» می بینیم که این کشاورز فیلمبرداری یاد می‌گیرد، پیشرفت می کند و بعد هم به عنوان فیلمبردار فیلم استخدام می شود. این را هم باید عنوان کنم که او امسال به یکی از مهمترین جشنواره های حیات وحش جهان یعنی وایلد اسکرین انگلستان دعوت شد و جایزه کشف یک استعداد را برای فیلم «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» از آن خود کرد .

این مستندساز توضیح داد: ما در میانه ساخت «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» تصمیم گرفتیم این کشاورز را تبدیل به یک فیلمبردار کنیم که شاید بتوان گفت کار تقدیر بود که او سر راه ما قرار گرفت و باعث شود هم ما از کمک های محمود منصوری بهره ببریم و هم خودش رشد کند که اتفاق خوبی بود.

وی با بین اینکه دیگر محمود منصوری سال هاست که به عنوان حافظ افعی عنکبوتی در ایلام فعالیت می کند، درباره مراحل فیلمبرداری «در قلمرو افعی دم عنکبوتی» اظهار کرد: فیلمبرداری این اثر از سال ۹۰ آغاز شد البته ما به طور پیوسته به ضبط نمی پرداختیم و همانطور که گفتم این مرحله با مرحله رشد آن کشاورز در زمینه فیلمبرداری همراه و همین موضوع باعث شد که فیلمبرداری طول بکشد، با این تفاسیر او حالا تبدیل به یکی از بهترین فیلمبرداران حیات وحش در ایران شده است.

امیری در پایان ضمن بیان این مطلب که محمود منصوری در حال حاضر همزمان با انجام کار کشاورزی مشغول مستندسازی هم است، عنوان کرد: این فیلم برای اولین بار است که در ایران رونمایی می شود و به نظرم جشنواره «سینماحقیقت» بهترین امکان برای تماشای آن است. ضمن اینکه تهیه کننده اثر دکتر محمد علاء دلیل اصلی سرمایه گذاری روی این فیلم را حفاظت از این گونه ارزشمند می داند.

دوازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۷ به دبیری سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد در پردیس سینمایی چارسو برگزار می شود.

1 4 5 6 7 8 25